{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام دالینگ

سلام دالینگ
پارت۳
شروع میکنم
ات: میشه آنقدر خانم کوچولو اصلا تو چند سالت
ته: ۲۷ و تو ۲۰ سالت ات خانم
ات: تو همچیز راجب من میدونی ولی من حتا اسمتم نمیدونم
ته: کیم تهیونگ ۲۷ سالم
ات: شغلت چیه
ته: فضولی
ات: آره فضولم آقای کیم نمیدونم چی چی
ته : تهیونگ
ات: حالا همون
ات : بگو شغلت چیه من فضولیم گل کرده
ته تو مغزش مافیا هستم بهش نمیگم میگیم صاحب هتل و بیمارستان و شرکت مدلینگ
ته : صاحب یه بیمارستان ، هتل، و شرکت مدلینگ
ات: امیه گاد(کیوت)
ته سرش نزار کرد
ته: نازی
ات: خب حالا کجا بودم من کوچولو نیستم ببین ۷ سال بزرگ تری فیس نده
ته : اگه این کارو کنم چیکار میکنی
ات: میزنمت
ته: نکشیمون جومونگ( من در فکر که ته از کجا جومونگ دیدی منی که خودمم ندیدم)
ات: وا
ات: یک سوال چی بیاد صدات بزنم اسمت سخته
ته : شوهری
ات: بر گمشو بابا ( زیر لب
ته : چیزی گفتی
ات: نه
ته : من که شنیدم
ات: شوهری نه
ته : ددی
ات چشم غره رفت
پایان پارت ۳
بچه یادم رفت بگم روزی ۳ پارت اشتباهی زدم ۵
دیدگاه ها (۰)

«ته»امروز برای رفتن به جلسه امتحان کلی کارداشتم کارامو انجام...

اولین روزی بود که سرحال بیدار شدمو به سمت اشپز خونه رفتم، جی...

پارت ۲شروعویو ته خواست بهش سیلی بزن که نزاشتم وقتی گفتم اموا...

شروع:( امید به اینکه نرینم به رمان)پارت ۱ویو اتمن اتم توی رس...

پارت ۱۱شروعبادیگارد: خانم مم ف ف فرار کردنته: چجوری عوضیبادی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط