{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمقِ احساس را نمیشه نوشت ...

عمقِ احساس را نمیشه نوشت ...

مثل درکـــ خوابیدن کنار ساحل و شنیدن صدای دریا

مثل قدمــ زدن زیر بارون ؛ بدون چتر

مثل لذت پرواز توی آسمون آبی

مثل کنـــــ ـــار " تو " بودن .. .. ..
دیدگاه ها (۱)

از بیان احساسات پاکم هراسی ندارم می نویسم هر آنچه را که در ...

ﺗﺠﺴﻢ ﮐﻦ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﺪ ... ﺷﺐ ، ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﻣ...

هیـ ـچ لحظـ ـه ای به اندازه ی لحظـ ـه های با تـ ـو بودن شیر...

از تمامـ ــ آسمـــان یکــــ بــــاران را میخواهمـــــ ... ...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

تکپارتی

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(فلش‌بک __پنج سال...

ᴘᴀʀᴛ۲۸ | یه شب بارونیچند روز بعد...از صبح هوا ابری بود.آرا ب...

رمان تهیونگ و جنی

بارون اول

would you like to be with me forever?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط