{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میترسم از اینکه امروز حرف هایم را بزنم وتو فردا به آن برس

میترسم از اینکه امروز حرف هایم را بزنم وتو فردا به آن برسی. انقدر سرسری از خیلی چیز ها گذشتم که دیگر خیلی چیزها تکرار نشد
بعضی ها برای ساختن زندگی نیستند باید با انها خاطره ساخت،شاید هم روزی جمله ای... لحظه هایی هست دوست دارم کمی تو را فراموش کنم و خودم را تجربه کنم فکر کردن به تو همه چیز را سخت تر میکند. میترسم از انکه ،امروز به تو فکر کنم و سال دیگر دلم برایت تنگ شود... ثانیه هایی در زندگی هست که دلم میخواهد تماسی با روزگار بگیرم و بگویم حلالش کردم و در تهایت یک زنگ به خدا و یک خدا حافظی در سکوت، اما ساختار افرینش من در هر ثانیه اش اینده بوده و خواهد بود
امید به ثانیه هایی که خدا نازم را میکشد و مادرم مرا دوباره هفت ساله میبیند.(فرهاد نجفی) @roza.tabatabaei
دیدگاه ها (۲)

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

این یه آهنگ روسیه... که به حرف خیلی ساده ولی عمیق میزنهگاهی ...

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

پروانه جان

🍓↲تولدت مبارک برای یکی از عزیزترین آدم‌های زندگیم ـباورش سخت...

morning bitter 🌅ادامه یport 14! سریو :اون الان چهارم وبه ان...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط