fake kook
fake kook
part*⁵⁶
تهیونگ: رسیدیم
کوک: بورا اینجاست
تهیونگ: اره داخله بیا دنبالم
ا.ت: میشه منم بیام
کوک: اره بیا
دست جونگکوک گرفته بودم
یه عمارت بزرگ بود رفتیم داخل
بورا: تهیونگ اومدی چه عجب اومدی یه هفتست بهت زنگ میزنم
تهیونگ: اره با یکی هم اومدم اگه ببینیش خیلی خوشحال میشی
بورا: کی
تهیونگ: بیا پایین میبینیش
بورا اومد پایین
بورا: 😳جونگکوکاا
کوک: بوراا
جونگکوک دستمو ول کرد سریع رفت بورا بغل کرد
تهیونگ: ا.ت
ا.ت: بله
تهیونگ: بازم رفتی با جونگکوک
ا.ت: اره
تهیونگ: 😊😊
کوک: بورا خیلی دلم برات تنگ شده بود
بورا: منم همینطور
ا.ت: مگه چند روز بود همو ندیده بودن
تهیونگ: سه سال
ا.ت: سه سال😳
تهیونگ: اره
کوک اومد نزدیک و دوباره دستمو گرفت
کوک: این ا.ت دوس دخترمه
بورا: واقعا خوشبختم
ا.ت: منم همینطور بورا خانم
بورا: 😊
بورا اومد منم بغل کرد منم بغلش کردم
part*⁵⁶
تهیونگ: رسیدیم
کوک: بورا اینجاست
تهیونگ: اره داخله بیا دنبالم
ا.ت: میشه منم بیام
کوک: اره بیا
دست جونگکوک گرفته بودم
یه عمارت بزرگ بود رفتیم داخل
بورا: تهیونگ اومدی چه عجب اومدی یه هفتست بهت زنگ میزنم
تهیونگ: اره با یکی هم اومدم اگه ببینیش خیلی خوشحال میشی
بورا: کی
تهیونگ: بیا پایین میبینیش
بورا اومد پایین
بورا: 😳جونگکوکاا
کوک: بوراا
جونگکوک دستمو ول کرد سریع رفت بورا بغل کرد
تهیونگ: ا.ت
ا.ت: بله
تهیونگ: بازم رفتی با جونگکوک
ا.ت: اره
تهیونگ: 😊😊
کوک: بورا خیلی دلم برات تنگ شده بود
بورا: منم همینطور
ا.ت: مگه چند روز بود همو ندیده بودن
تهیونگ: سه سال
ا.ت: سه سال😳
تهیونگ: اره
کوک اومد نزدیک و دوباره دستمو گرفت
کوک: این ا.ت دوس دخترمه
بورا: واقعا خوشبختم
ا.ت: منم همینطور بورا خانم
بورا: 😊
بورا اومد منم بغل کرد منم بغلش کردم
- ۱۳.۹k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط