{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁵⁵

تو ماشین بودیم
داشتم نگاه به کوک میکردم دستمو گذاشتم رو دستاش دستمو زد اونور
کوک: دست به من نزن
ا.ت: ببخشید
کوک: تو گفتی تهیونگ دوس داری ارزو خوشبختی برات میکنم
ا.ت: 😊منم ارزوی خوشبختی هردوتامون باهم میخوام
کوک: منظورت چیه
ا.ت: من میخوام باتو خوشبخت شم
کوک: ولی تو تهیونگ میخوای
ا.ت: اون فقط یه دروغ بود
کوک: پس از ترس من اینو گفتی
ا.ت: اره الان که فکرشو میکنم درکت میکنم واقعا حق داری تهیونگ خیلی باهات بد کرد
کوک: تهیونگ از عمد با من اینکارو نکرد بخاطر خانوادش بود
با دستام اشکاشو پاک میکردم اونم بهم لبخند میزد
کوک: فک میکنی بورا حالش خوبه
ا.ت: چون تهیونگ گفته اره ولی من خیلی دلم میخوام ببینمش
کوک: بیا این عکسش
ا.ت: وایی چقدر خوشگله
کوک: 😊😊الان میبینیش
ا.ت: امیدوارم بتونم
کوک: ا.ت
ا.ت: جانم
کوک: خیلی دوست دارم
ا.ت: منم همینطور
کوک: 😊
ا.ت: 😊

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳۳)

تو مدرسه چیکار کنم چطور فیک بزارم یا اصلا نزارم نظرتون حتما ...

fake kookpart*⁵⁶تهیونگ: رسیدیمکوک: بورا اینجاستتهیونگ: اره د...

fake kookpart*⁵⁴دو روز بعداز دید ا.تنشته بودیم داشتیم حرف می...

fake kook part⁵³از دید کوکا.ت پیشونیه تهیونگ بوسیدرفتم داخل ...

پارت ۲: عمو های من مافیان

love Between the Tides⁷¹یک ساعت بعدچشمانم را باز کردم دیدم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط