{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد دشنام، جای خود را به سلامی می داد

کاش میشد دشنام، جای خود را به سلامی می داد

گلِ لبخند به مهمانیِ لب می بردیم،

بذرِ امید به دشتِ دلِ هم.

کسی از جنسِ محبت، غزلی را می خواند

و به یلدایِ زمستانی و تنهاییِ هم،

یک بغل عاطفه ی گرم به مهمانیِ دل می بردیم...


"کیوان شاهبداغی"
دیدگاه ها (۱)

گنجشک کوچولو... محکم خورد تو شیشه :|رفتم سراغش قلبش تند میزد...

باشد که فقط دستهامان بوی زمستان بگیرند نه قلبهامان....

پاییز ثانیه ثانیه می گذرد, یادت نرود اینجا کسی هست که به اند...

هوای دلم بارانی می شودبا نام تواین باران برای تو می بارد جان...

عشقی دوبارهp⁸"ویو شب"ساعت از ۱۰ شب گذشته بود. کوک پاشد رفت س...

سال ها گذشته بود.موزه ساکت بود؛ آنقدر ساکت که صدای قدم های د...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 34/___بالکن نیمه‌باز، پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط