{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترخاکی نوشت

دخترخاکی نوشت:
گاهی چادرم خاکی میشود...
چادرمشکی ام ازدرودیوارشهرخاکی میشود...ازنگاه های طعنه آمیز خاکی میشود...
ازحرفهایِ سیاه خاکی میشود...
وگاهی چادرم راخودم خاکی میکنم...
چادرم رامیشویم تاغبارشهر را از رویش پاک کنم...
تاسنگینیِ نگاه ها
دیدگاه ها (۲)

مولای مهربان غزل های من سلام!سمت زلال اشک من، آقای من سلام!ن...

.

.

کیست مهدی، آنکه هنگام جهادسر به خنجر داد و بر ذلت ندادکیست م...

داستان:نفس اخرشخصیت:آت،جونگکوکویو آتبرای خودم تصمیم گرفتم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط