.....
.....
لمس دستان توراچشم ترم کم دارد
دلم عمریست که بی روی تو ماتم دارد
بی تو ویرانم و احوال دلم بارانیست
امشب از اشک قلم دفتر دل نم دارد
زده ای بردل من زخم و ولی ترسی نیست
که دلم یاد تورا مونس و مرهم دارد
همه سهم دل از خاطره ها تنهائیست
نقش چشمان تو را حی و مجسم دارد
سیبی از یاد تو آویخته بر شاخه دل
تو همان وسوسه که حضرت آدم دارد !!!
لمس دستان توراچشم ترم کم دارد
دلم عمریست که بی روی تو ماتم دارد
بی تو ویرانم و احوال دلم بارانیست
امشب از اشک قلم دفتر دل نم دارد
زده ای بردل من زخم و ولی ترسی نیست
که دلم یاد تورا مونس و مرهم دارد
همه سهم دل از خاطره ها تنهائیست
نقش چشمان تو را حی و مجسم دارد
سیبی از یاد تو آویخته بر شاخه دل
تو همان وسوسه که حضرت آدم دارد !!!
- ۸۷۵
- ۲۶ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط