{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ¹³

مثل اینکه جیمین متوجه رایحه مضطربم شد و خودش
شروع به حرف زدن کرد : ما مشکلی بابت این قضیه نداریم و درضمن امیلی امگای من و جفت حقیقی منه
با این حرفش همه شوکه شدن اما چند دقیقه بعدش صدای همهمه و خوشحالی همه به گوشمون رسید
اون شب خانواده جیمین شام رو کنار ما موندن و برای شام جیمین کنار من نشست و منم اعتراضی نداشتم.. تا قبل اینکه بدونم اون جفت منه هم ازش بدم نمیومد و حالا با دونستن اینکه این مرد با این میزان قدرت ، ادلر معروف و شاهزاده ی جهنم جفت حقیقیمه برام درعین عجیب بودن
لذت بخش بود تو طول شام حرف زیادی ردوبدل نشد
که یهو جین کرم ریختنش گرفت و با پاهای دراز بد قوارش زد به پایه صندلیم که یهو باعث ایجاد صدای بدی و پشت بندش غذا توی گلوم پرید و سرفههای پایان ناپذیر من شد جیمین سریع تر از همه با یه دستش ضربه های ارومی به پشتم زد و لیوان آبی که با دست دیگش ریخت جلوی دهنم گرفت که اروم دوقلپی ازش با آخرین حد خجالتم نوشیدم و سرفه هام کمی بهتر شد اما تا قطع شدن کامل
سرفه هام دست جیمین روی کمرم بود و اروم نزدیک گردنمو ماساژ میداد و تنفسم به لطف جیمین به ریتم عادیش برگشت
خشن ترین چشم غرمو به سمت جین پرتاب کردم که روشو اونور کرد و تازه متوجه لبخند کمرنگ جیمین شدم.
بعد شام قرار شد جیمین فردا بیاد دنبالم تا بیشتر باهم وقت بگذرونیم و اشنا بشیم و موقعی که کم کم قصد رفتن کردن جیمین جعبه ای از توی جیبش درآورد و جلوی من گرفتش و
اروم لب زد :‌ امیدوارم ازش خوشت بیاد شکلاتی
جعبه رو باز کردم که با گردنبند ظریفی رو به رو شدم که دوتا گرگ مثل نمادین و یانگ به همدیگه پیچیده بودن و این زیادی زیبا بود
-خیلی ممنونم این خیلی قشنگه
به لبخند ریزی اکتفا کرد و بعدش رفتن و بالاخره این شب عجیب و پراز شوک تموم شد.
***
صبح با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم و خوابالو بدون نگاه کردن به شماره فقط جواب دادم : هوم؟
جیمین : شکلاتی حس نمیکنی نیم ساعت هم از تایمی که قرار بود بیای دم در گذشته و توهنوز خوابی؟
بعد یکم تحلیل تن صدا ولقب شكلاتی که تازه نصیبم میشد یهو ری استارت شدم و صاف سرجام نشستم
-جیمین اوه من معذرت میخوام خواب موندم بیا تو لطفا تا من آماده شم ببخشید بابتش
جیمین : ایرادی نداره بیا درو باز کن میام تو منتظر میشم تا آماده بشی
-الان میام
بدو بدو به سمت در رفتم و بازش کردم که با دیدن جیمین نفسم گرفت نیم بوتای مشکی شلوارجین و تیشرت مشکی وکت چرمی‏ که روی تیشرت پوشیده بود


بعد از مدتی بازم سلام دخترا 😉
دیدگاه ها (۰)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩part ¹⁴محض رضای خدا فا...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁵بعد ده دقیقه ج...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت پایانی ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)...

ادامه پارت 156ویوا که حس می‌کرد داره توی اون لذت خالص ذوب می...

پارت ۵ات با بغض به جیهوپ نگاه کرد و یهو یه لبخند آروم زدات: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط