{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در مسلخ چشمان تو زانو زده ام باز

در مسلخ چشمان تو زانو زده ام باز
جلادی و بی رحمی و من عاشق تیغت . . !

حسین نامجو
دیدگاه ها (۲۶)

وصل تو دوایی است که بیمارش نیستحسن تو متاعی است که بازارش نی...

من نمی‌دانم که در چشـم خمارینت چه بودکز همه ترکان آهو چشــــ...

آرام باش! درست می شود.نه هیچ شبی و نه هیچ زمستانی دائمی نیست...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

من اهل عاشق شدن نبودم ولی چشمان تو فرق داشت (:

به وقتِ بی‌قراری…دوباره باز، هوایِ تو به سرم زده. 🏴#محرم #ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط