{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویرانه های یادت را

ویرانه های #یادت را..
به خاطرات می آویزم؛
و در کنجِ حسرت می نشینم!
در تنهایی؛
آواز می خوانم #غم را،
در تهوعِ روزگارانِ جدایی ...

می‌نشیند بر صحرای لختِ گونه هایم
رگبارِ #اشک
و
چون شبحی غریب مانده ام؛
در پستوی کوچه های بدونِ #تو...
دیدگاه ها (۱)

‌مادرت تو را می بیند...برادرت ...پدرت...مردمِ غریبههزار نفر ...

دوستت دارممثلِ اولین حسِ گرمِ لمسِ دستانتهمانقدر آرام،همانقد...

در مـندیوانہ‌اے جا ماندهڪہ دست از دوست داشتنت بر نمی‌داردبا ...

مرا به میزبانی خاطره هایت؛ دعوت کردی ! بهار را در چشمِ نسترن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط