یه معلم داشتیم معلم کارو فناوریمون بود یه سال امسالم معلم
یه معلم داشتیم معلم کارو فناوریمون بود یه سال امسالم معلم دفاعی.... و خیلییییی عقده ای.... روند کلاس اینجوری بود که میومد تو یه دور میرید بهمون که اره من به همه معلمااا میگم شما دانش اموزای بی انضباطی هستین برچسب دانش اموز بد میخوره رو پیشونیتون من تا سال دوازدهم معلمتونم ابروتونو همه جا میبرم...معلم جغرافیا و اینحور چیزا بود اخه.... بعد یه روز یکی از بچه ها در جا برگشت گفت خانم شما مگه هنرستانم میاید؟ گفت اره هنرستانم درس میدم........... اره بعد خودش درس نمیداد که... گروه بندی کرده بود بچه ها کلاسو مدیریت کنن هر گروه یه درسو کنفرانس بدن... بعد سر هیچی الکی عقده ای بازی کنفرانس عالیه ما رو داد نوزده. اخرم فهمیدیم چرا عقده ایه... یه روز تعریف کرد میگغت کلاس پنجم بودم معلم گفت انشا بنویسید میخواید چیکاره شید همه نوشته بودن دکتر و معلم فقط من نوشته بودم میخوام نویسنده بشم... از کل اون کلاس فقط من معلم شدم.... بالاخره فهمیدیم چرا انقد عقده ایه.
بعدشم بچه عا کنفرانس میدادن این سرش تو ایپدش بود از بالای عینکش نگاه میکرد.. اخر کلایم یه دور میرید بهمون و کلاس تموم میشد... اره بعد نمره دادنش اینحوری بود که گروه اول بیست گروه دوم نوزده گروه سوم هفده گروه چهارم پونزده فقط چون یکی وسط کنفرانس حرف و اینم دلش خواست نمره کم کنه تا عقده اش خالی بشه.
بعدشم بچه عا کنفرانس میدادن این سرش تو ایپدش بود از بالای عینکش نگاه میکرد.. اخر کلایم یه دور میرید بهمون و کلاس تموم میشد... اره بعد نمره دادنش اینحوری بود که گروه اول بیست گروه دوم نوزده گروه سوم هفده گروه چهارم پونزده فقط چون یکی وسط کنفرانس حرف و اینم دلش خواست نمره کم کنه تا عقده اش خالی بشه.
- ۱۲۵
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط