{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر خـــسته ام

آنقدر خـــسته ام

که حاضرم

ســـرم را روی تکه سنگی

بگذارم وبخوابم

اما

به دیوار وجودت

که بارهــــا بر سرم آوار شد

تکیه ندهم
دیدگاه ها (۱)

از لمس صدایت تارهای وجودم به لرزه درمی آیند ...... ...

رسم دنیا فراموشیست اما تو فراموش نکن.. که کسی در لابه‌لای گذ...

روزی شیخی داشت رد میشد ..................نیم نمره بهش دادن ق...

یه دوست پسر این شکلی هم نداریم امشب اتیشش بزنیم

مرد شکسته‌پا و کاغذ🔹پای مردی شکسته بود و در خانه استراحت می‌...

​خوب بودن، در این روزگار، به بهایِ سنگینی تمام می‌شود؛ به به...

Forced marriagePart17به سقف خیره بودم خوابم نمیبرد نمیدونم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط