{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هبوط.... زمین فقط

هبوط.... زمین فقط
پنج تابستان به عدالت تن داد
و سبزی این سالها
تتمه ی آن جویبار بزرگ است
که از چشمه ی ناپیدایی جوشید

و گرنه خاک را
بی تو جرأت آبادانی نیست.......

......صدای نفس باران باغ انار را پُر کرده بود..
دیدگاه ها (۱)

هبوط....ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کنشکایت های من از...

هبوط...در ها بسته بود اما بوی نارنگیداشت خودش را به فضای خا...

هبوط....وقتی در اندوه امتداد شب تو بدون هیچ چاره ای قوز میکن...

هبوط....بوی زن عذابشان میداد و هر بار برای رسیدن به همان دار...

خب از اونجایی که شرایط رسید بریم برای شروع رمان : {{   °   ☆...

واقعیت های دروغینپارت =۲که ناگهان با صدای رعد برق پر آبی ناپ...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط