{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هبوط...در ها بسته بود

هبوط...در ها بسته بود
اما بوی نارنگی
داشت خودش را به فضای خانه تحمیل میکرد
ژاله خندید گفت
اگر ترش بود بویش بیشتر معلوم میشد
شاید بیشتر با آب دهانی که میشد قورت داد


....خسرو آن است که هم‌صحبتش شیرین باشد....
دیدگاه ها (۴۰)

هبوط....من هم گهگداری از سر بی حوصلگیعاشق میشومعاشق شمعدانی ...

هبوط....یادمه گفتم :من تو را از گردن به بالا دوست دارم درست ...

هبوط....ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کنشکایت های من از...

هبوط.... زمین فقط پنج تابستان به عدالت تن داد ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

بقیشاوبیتو هیچوقت فکر این را نکرده بود که...دوستانه با کسی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط