{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از غم روی تو بی صبر و سکون باید رفت

از غم روی تو بی صبر و سکون باید رفت
وز سر کوی تو بی نام و نشان باید رفت

گر به حسرت ندهم جان گرامی چه کنم
کز سر راه تو حسرت نگران باید رفت



#فروغی_بسطامی


#جذاب
دیدگاه ها (۸)

تو یادت نیستولی من خوب به یاد دارمبرای داشتنت دلی را به دریا...

دلفروشی مست هستمقلب صادق می خری ؟خسته از عشقم، بگو اینقلب عا...

گاهی یواشکی زیر چادر بشکن میزدم!مادر بزرگ باچارقدش اشکش را پ...

دُردانه ام ! چه می بَری از من ، قرار را ؟بنشین دمی ! ... که ...

ب دو چشم آبی تو ؛ ک ز سر گذشته آبمچ شود ک دستگیری؟ تو از این...

#شعر_معاصر 🍂می‌خواهم و می‌خواستمت تا نفسم بود می‌سوختم از حس...

#شعر_قدیمی🍃سلسله موی دوست حلقه دام بلاستهر که در این حلقه نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط