{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو نوری در تاریکی

سناریو نوری در تاریکی
پارت ۲۰
این پارت ایزوکو همون ایزوکو ی خودمون میشه فقط من یکم خنده دار ترش میکنم. ببینم اینجوری خوبه یا دوست دارین همون قبلیه باشه.
بنده داشتم برای خودم راه میرفتم تا برسم به جایی که ایزاوا هست.
من: صبر کن چرا دارم راه میرم؟
سریع تلپورت کردم پیش ایزاوا
ایزاوا که برای خودش داشت می‌خوابید بنده کرم ریختم و یه بلندگو اوردم و داد زدم.
من: ایزاوا!!! بیدار شووووو!!
💤: آخه بیشعور کثافت-
من: باشه باشه ن.خواد فش بدی. به هرحال تو چقد میخوابی؟ نکنه میخوای انرژی بدست بیاری دانش آموزات رو جر بدی؟🤨
💤: اولا به تو هیچ ربطی نداره. دوم شاید بخوام اون کار رو بکنم. سوم میشه بری گم شی لطفا؟
من: خیلی بیشعوری و خیلی دوست دارم پس حرف اولم رو نادیده بگیر. باشه الان میرم. اوه! راستی یادم رفت قراره پارتی راه بندازم.
💤: هر غلتی میخوای بکن فقط بزار بخوابم- صبر کن پارتی؟؟؟جرعتش رو نداری.
من: حیحی. خیلی هم دارم تازه گفتی میتونم به هرحال باییی بایییییی خواب خوش بگذرهههههه
💤: کثافت برگرد ببینم!
بنده هم غیب شدم و اونجا که بچه ها داشتن استراحت میکردن همون اتاقاشون ظاهر شدم.
من: سلام عزیزان.(با اون تون امپراتور کوزکو گفتم🤣)
🥦: عه سلاممم سنسه!
💥: توی نفله حداقل اخطار بده قبل اینکه از ناکجا آباد ظاهر بشی! بیا پیکاسو هم الان از ترس از کوسه اش استفاده کرد و خنگ شد!
⚡️: هه هه.....(مثل تو انیمه انگشت شستش بالا بود و قیافش رو دیگه خودتون میدونید)
من: به هرحال قراره پارتی راه بندازیممممممممم
💗: ارههههههههههه
جیرو: شاید بد نباشه من اوکیم...
❤️: مطمئنی مشکلی پیش نمیاد؟
⚡️: ارهههههه ههه هههه.
توگا: اوووووو جالب بنظر میرسه! مگه نه اوچاکو چان؟
💕: امم اره....(با خجالت دستش رو برد پشت سرش و خاروند)
💥: آخه نفله کدوم احمقی بجز اون اضافی ها و تو میخواد پارتی راه بندازیم ها؟!
🥦: اوووو کاچانننن جالب بنظر میرسههه✨️
من: وایی🤣🤣🤣 داشتی میگفتی باکوگو جان.
💥: خفه خون بگیر- البته خب.....نمیتونه زیاد بد باشه......
پایان
دیدگاه ها (۴)

وایی🤣ترجمه: دکو: واو اینا گرون بنظر میرسن مطمئنی میتونیم این...

واییییی من دارم میترکممم🤣🤣🤣🤣🤣🤣

سناریو انسانی در جلد جادوگرپارت ۴ بچه ها پارت قبلی پارت ۳ بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط