پارت

پارت ۲
رفتم تو کنسرت و خدارو شکر هنوز شروع نشده بود ، شماره صندلیم رو پیدا کردم و رفتم نشستم از همون اول دیدم یکی از بادیگاردا چشمش رو کنه ولی اهمیت ندادم ، کنسرت شروع شد و جونگکوک موقعه اجرا منو دید خوشحال شد ولی وقتی که لباسم رو دید یکم عصبانی شد از قیافش معلوم بود ، با خوشحالی تمام با آهنگ ها میخوندم و میرقصیدم تا دو ساعت که کنسرت تموم شد و من رفتم پیش جونگکوک
+ های ددی
ـ سلام عروسک کی بیلیط گرفتی به من نگفتی
+ میخواستم سوپرایزت کنم
درحال تعریف بودی که اون بادیگارد باز رو من زوم کرد و جونگکوک اینو دید و بلند شد و ی مشت زد به صورت اون بادیگارد و...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳و دعوا شد اعضا آمدن و جلوی جونگکوک رو گرفتن و بادیگارد...

پارت ۴@اهم جونگکوک ا.ت خجالت کشید و جونگکوک برگشت ـ بله ( تو...

موضوع: عشق درون پارت ۱ ویو ا.ت : صبح با صدای آلارم کوفتی از ...

موضوع: عشق درون معرفی: ا.ت« یه دختر کیوت و در عین حال جذاب ق...

بیب من برمیگردمپارت : 60( جونگکوک)پس اون دختری که رفت بغل ای...

دوست دختر اجاره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط