پارت

پارت ۴
@اهم جونگکوک
ا.ت خجالت کشید و جونگکوک برگشت
ـ بله ( تو دلش : خروس بی محل)
@بیا برای مصاحبه ( در گوش جونگکوک : داداش اینجا جایش نیست )
ـ باشه حالا برو الان میام
@ باش خدافظ
ـ ا.ت من باید برم تو برو تو ماشین منم میام
+ باشه
ـ راستی باید برای ددی جبران کنیا
+ سر چی ؟
ـ برای لباست عروسک
+ اوف باشه حالا
جونگکوک رفت مصاحبه و بعد از تموم شدن رفت تو ماشین و با ا.ت برگشتن خونه شب هم خدا می‌دونه چه اتفاقی افتاد من نبودم 😅
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ ویو ا.ت : وقتی که آجوما گفت عموم اینا قراره بیان خونم...

پارت ۳و دعوا شد اعضا آمدن و جلوی جونگکوک رو گرفتن و بادیگارد...

پارت ۲ رفتم تو کنسرت و خدارو شکر هنوز شروع نشده بود ، شماره ...

پارت ۳ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط