{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بشد جاوید هرلحظه چو با عشق تو سر کردم

بشد جاوید هرلحظه چو با عشق تو سر کردم
به سیری عاشقانه در غزلهایم گذر کردم

کلام نغز بودا و مسیحا و محمد را

تمام سرزمین ها را به عشق تو سفر کردم

شکوفه کرده هر شعر و غزل در بستر جانم

ببین حال و هوایم را که با جانانه سر کردم

سعادت را درین ارامش لحظه چشیدم من

جواهر اختری پیدا چنین حظ بصر کردم

تمام شعرها در بستر جانم شدند حاضر

درین خلوت سرای دل چو با یارم بسر کردم

چنین تغییر ماهییت زعشق پرفروغی شد

کرانه گشته پیدا تا خیالت را خبر کردم

گرفتم پند پیری پرنیا در این سفر از او

گذر کردم ز خود با لحظه دیدار دگر کردم
دیدگاه ها (۲)

تو چه گفتی سهراب!خانه دوست کجاست؟می نویسم به ورقخانه اش در د...

بزن باران که دین را دام کردند شکار خلق و صید خام کردند بزن ب...

باوج عشق پر معنا روم بالا و بالاهابسر مستی رسم انگه ، بیابم ...

چو در خود بنگری ذات الهی را عیان بینیز هست و بود این دنیا هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط