{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
part:12.

راه افتادیم سمت فرودگاه بعد چند مین رسیدیم و سوار هواپیمای شخصی مون شدیم
هواپیما بلند شد همین طوری نشسته بودم که
کوک:هیونگ
ته:بله
کوک:میتونی آدرس خونشونو پیدا کنی
ته:آدرس خونه کی
کوک:ا.ت دیگه
ته :آره ولی میخوای چیکار کنی
کوک:خب باهاش حرف میزنم شایدم نظرم عوض شد
ته:باشه هاا اگه نظرت عوض شد چیکار می‌کنی
کوک:میفهمی
ته:تو باز چی تو سرته پسر
کوک:حالا پیداش می‌کنی
ته:آره
کوک:ممنون هیونگ
ته:خواهش
«ا.ت»
بعد چند ساعت رسیدیم که مامان لیا رو دیدیم
ا.ت:اونی نگفته بودی مامانت میاد
لیا:منم نمی دونستم میاد
ا.ت:باشه بیا بریم
رفتیم سمتش که مارو دید و سلام دادیم
م.ل :سلام دخترا بیاین خودم میرسونمتون
ا.ت:لازم به زحمت نبود خاله چرا اومدین
م.ل:چه زحمتی دخترم بیاین سوار شید
لیا:مرسی مامان
ا.ت:ممنون خاله جونم
م.ل: خواهش میکنم دخترای گلم
سوار شدیم و راه افتادیم
م.ل:ببینم خوش گذشت چیکارا کردین
لیا:آره خوش گذشت ولی از دیروز حال ا.ت زیاد خوب نیست
م.ل:واقعا ا.ت چی شده
ا.ت :هیچی. اونی من خوبم
لیا:معلومه ا.ت من تورو میشناسم بگو ببینم چی شده
ا.ت:خب


لایک و کامنت یادتون نره فرشته هام 😊💜
دیدگاه ها (۳)

مافیای من part:13. ...

مافیای من Part:14. ...

مافیای من part:11. ...

مافیای من part :10. ...

مافیای من part: ۲۸. ...

پارت 1 تهیونگ : ا/ت ( باداد )(ا/ت داخل اتاق داره یوگا کار می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط