مافیای من
مافیای من
part:11.
رو تخت دراز کشیدم که کم کم خوابم برد
«ویو صبح»
لیا:ا.ت هی ا.ت بیدار شو پیرامون میشه
ا.ت:فقط۵دقیقه
لیا:ا.ت دیره باید برگردیم سئول
ا.ت:باشه بیدار شدم
از جام بلند شدم رفتم سرویس کارای لازم رو کردم و اومدم بیرون وسایلمو جمع کردم و آماده شدم
که با اونی از اتاق زدیم بیرون و رفتیم سمت میز رزویشن از اونجایی که روز اول
هزینه هارو پرداخت کرده بودیم کلیدارو تحویل دادیم و رفتیم
از قبل تاکسی گرفته بودیم که جلوی در بود سوار شدیم و راه افتادیم بعد۲۰مین رسیدیم سوار
هواپیما شدیم
«کوک»
گوشی رو انداختم روی تخت دراز کشیدم
کوک:آه ا.تتت
خسته بودم پس گرفتم خوابیدم ...
صبح با آلارم گوشی بیدار شدم رفتم یه دوش ۱۰مینی گرفتم اومدم بیرون موهامو خشک کردم و
آماده شدم رفتم سمت اتاق هیونگ و در زدم
ته :بلهه اومدم
آومد در باز کرد
ته:عاا کوک تویی الان میام
رفت چمدونشو برداشت اومد
کوک:بریم؟
ته:آره
رفتیم سوار ماشین شدیم که
ته:کوک خوبی
کوک: آره
ته:با ا.ت حرف زدی
کوک:نه هه حتی بلاکم کرده «ناراحت»
ته:چی بگم درست میشه ناراحت نباش پسر
کوک:اهم باشه
لایک و کامنت یادتون نره عشقولیا 😍❤️
part:11.
رو تخت دراز کشیدم که کم کم خوابم برد
«ویو صبح»
لیا:ا.ت هی ا.ت بیدار شو پیرامون میشه
ا.ت:فقط۵دقیقه
لیا:ا.ت دیره باید برگردیم سئول
ا.ت:باشه بیدار شدم
از جام بلند شدم رفتم سرویس کارای لازم رو کردم و اومدم بیرون وسایلمو جمع کردم و آماده شدم
که با اونی از اتاق زدیم بیرون و رفتیم سمت میز رزویشن از اونجایی که روز اول
هزینه هارو پرداخت کرده بودیم کلیدارو تحویل دادیم و رفتیم
از قبل تاکسی گرفته بودیم که جلوی در بود سوار شدیم و راه افتادیم بعد۲۰مین رسیدیم سوار
هواپیما شدیم
«کوک»
گوشی رو انداختم روی تخت دراز کشیدم
کوک:آه ا.تتت
خسته بودم پس گرفتم خوابیدم ...
صبح با آلارم گوشی بیدار شدم رفتم یه دوش ۱۰مینی گرفتم اومدم بیرون موهامو خشک کردم و
آماده شدم رفتم سمت اتاق هیونگ و در زدم
ته :بلهه اومدم
آومد در باز کرد
ته:عاا کوک تویی الان میام
رفت چمدونشو برداشت اومد
کوک:بریم؟
ته:آره
رفتیم سوار ماشین شدیم که
ته:کوک خوبی
کوک: آره
ته:با ا.ت حرف زدی
کوک:نه هه حتی بلاکم کرده «ناراحت»
ته:چی بگم درست میشه ناراحت نباش پسر
کوک:اهم باشه
لایک و کامنت یادتون نره عشقولیا 😍❤️
- ۱۷.۴k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط