{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کس نکرد ظلم و جفا همچون یزید

کس نکرد ظلم و جفا همچون یزید
بر حسین و عترت او اندر آن دشت بلا
آب را دستور دادبستند بر روی حسین
آن لعین کینه جو و کافر دور از خدا
آب شد نایاب چون در خیمه گاه شاه دین
کودکان از تشنگی ریختند چون گل رو زمین
کس نکرد رحمی به طفلان حسین بن علی
آن گروه بی حیا و ظالم و پست لعین
کودکان از تشنگی زار و حزین و خسته اند
دشمنان از بهر قتل او کمر را بسته اند
کوفیان و شامیان آن ظالمان بی حیا
جمله بر پاداش و انعام یزید دل بسته اند
جمله یاران حسین را کشتند آن قوم لعین
بی حیا بودند و ظالم آن گروه ضد دین
حضرت عباس را کردند دستش را جدا
تیر بر مشکش زدند و آب ریخت روی زمین
شد شهید سالار دین از دست شمر بی حیا
شد غمین اندر جنان خیرالنسا و مرتضی
شد شهید راه کین سبط پیمبر از جفا
پیکرش روی زمین و راس او بر نیزه ها
شاعر زنده یاد ماشالله مهرنیا
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

هنوزم میتونم به یاد این مادر فلسطینی خون گریه کنم..‌کسی که ب...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :پرسش درست :بنابراین، پ...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

▪️یک قطعه از تربت را به امواج سیل افکندم و لحظاتی بعد سیل بن...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا حدود یک ساعت ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت:13ویو کوکهمین ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط