بیاییم ...
بیاییم ...
اگر مرهمی نیستیم برای دلی لااقل نسنجیده حرفی نزنیم و نمک نپاشیم بر زخم های دلی ..
چرا که ...
اگر دلی بشکند دیگر آن دل چون روزنخست با تو سخن نخواهد گفت ،
کتاب زندگی را هر چه ورق زدم ...
حیرون و سرگشته شده ام از رفتار بعضی آدما ....
شاعرعماد خراسانی عالی سروده ...
گرچه هر لحظه مدد می دهم چشم پرآب
دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز
اگر مرهمی نیستیم برای دلی لااقل نسنجیده حرفی نزنیم و نمک نپاشیم بر زخم های دلی ..
چرا که ...
اگر دلی بشکند دیگر آن دل چون روزنخست با تو سخن نخواهد گفت ،
کتاب زندگی را هر چه ورق زدم ...
حیرون و سرگشته شده ام از رفتار بعضی آدما ....
شاعرعماد خراسانی عالی سروده ...
گرچه هر لحظه مدد می دهم چشم پرآب
دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز
- ۵۴۴
- ۱۳ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط