{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقبت فاصله افتاد میان من و تو

عاقبت فاصله افتاد میان من و تو
اینچنین ریخت به هم روح و روان من و تو
موعد دلخوری از عمر هدر رفته رسید
صف کشیدند دقایق به زیان من و تو
قهوه خوردیم مگر فال جدیدی بزنیم
قهوه شد تلخ تر از تلخی جان من و تو
دیگری آمد و بین من و تو جای گرفت
تا فراموش شود نام و نشان من و تو
فکر ما بود بسازیم جهانی با هم
گر چه پاشید و فرو ریخت جهان من و تو...
دیدگاه ها (۱)

چقدر باید بگذردتا آدمی بوی تن کسی راکه دوست داشته از یاد ببر...

هنوزم تب دست تو چیدنی استغزل در هوای تو روییدنی استهنوزم دلم...

دموکراتموقتی در کافه ی کوچکیرو به روی هم نشسته باشیم..لیبرال...

کاش می توانستیمطعم اولین بوسه مان راجایی ذخیره کنیم.تا هرگاه...

سایه های کلاغ

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 166✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط