دختر کوچولو به مهمون گفت:میخای عروسکامو ببینی؟
دختر کوچولو به مهمون گفت:میخای عروسکامو ببینی؟
مهمون با مهربونی جواب داد:بله.
دخترک دوید و همه ی عروسکاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
بین اونا
یه عروسک باربی هم بود.
مهمون از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
... و پیش خودش فکر کرد:حتما باربی!
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید
دخترک به عروسک تیکه پاره ای که یه دست هم
نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمون با کنجکاوی
پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،
اونوقت دلش میشکنه ...
دلی رو نشکونیم...عروسکام دل دارن چه برسه به آدما...
#عروسک #دخترونه
مهمون با مهربونی جواب داد:بله.
دخترک دوید و همه ی عروسکاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
بین اونا
یه عروسک باربی هم بود.
مهمون از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
... و پیش خودش فکر کرد:حتما باربی!
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید
دخترک به عروسک تیکه پاره ای که یه دست هم
نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمون با کنجکاوی
پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،
اونوقت دلش میشکنه ...
دلی رو نشکونیم...عروسکام دل دارن چه برسه به آدما...
#عروسک #دخترونه
- ۱.۸k
- ۲۸ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط