{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بغض گلو

از بغض گلو
تار تنیدم به سکوت
افتاده ام از عطش
در عمق برهوت
از داغ دل ما
عقده ای از فهم ماند
بر شعور این فهم
مانده غوغای سکوت....................
#شهزاد
دیدگاه ها (۶)

مرگ ِ من یعنی که رد اشک ، بر رویای من بغض ناکام سکوتت بر دنی...

گر پیر شوم از تو زنجیر شوم در تو زیبا شوی در جان پیدا شوی پن...

ندارم شکایت از این آسمان ندارم رفاقت با زمین و زمان خیال پری...

مانده ام دلتنگ تر از باراندر حسرت بی نصیبتنهائی خویش.....در ...

چطور می‌شود با نبودنت کنار آمد، آقا…؟چطور می‌شود باور کرد دی...

بعضی دردها نه توی گلو جا می‌گیرن، نه فقط توی دل؛ تمام وجود آ...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط