{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دریای عشق

رمان دریای عشق
پارت ۱۷
( جهش زمانی به فردا شب)
ویو یونا
داشتم برمیگشتم عمارت که در رو باز کردم. روی میز شمع چیده شده بود و تهیونگ یه کت و شلوار مشکی پوشیده بود . و یه دسته گل دستش بود ( اسلاید سوم )
تهیونگ : تو این لباس زیبا شدی ( اسلاید دوم )
دسته گل رو بهم داد یه آهنگ گزاشت. دسته گل رو روی میز گذاشتم. ته یونگ کمرم رو گرفت و دستم رو دور گردنش حلقه کردم ، با هم رقص تانگو رفتیم
ته یونگ : عاشقتم ، یونا
لحظه ای در شک رفتم
یونا : منم دوست دارم
و لباش رو گزاشت رو لبام
بعد از چند مین خوابیدیم
( منحرف نشو گلم )
پایان فصل اول
شرط
لایک : ۱۸
کامنت :۲۸
بازنشر: ۸

❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۳۲)

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۱۸ویو تهیونگ از خواب پاشدم . یون...

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۱۹ویو تهیونگ یک هفته هست که یونا...

رمان دریای عشق پارت ۱۶ ویو یونا به طور وحشیانه لبم رو میخورد...

رمان دریای عشق پارت ۱۵ویو رزی الکس اومد دنبالم ، رفتیم یه رس...

دریای عشق فصل دوم ادامه پارت ۱۹ویو یونا ظهر بود . بیدار شدم ...

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۲۳ویو یونا رو تخت داشتیم با هم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط