عروسکخیمهشبازیمن
#𝙈𝙮_𝙢𝙖𝙧𝙞𝙤𝙣𝙚𝙩𝙩_𝙙𝙤𝙡𝙡
#عروسک_خیمه_شبازی_من
#پارت ۵
•ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ•
ژان هون: کوک! من دروغ نمیگم میفهمی؟
کوک: بس کن ژان هون
•ژان هون: کوک بفهم
کوک: صد بار بهت گفتم ا.ت هیچکارس
ژان هون: تو میگی من دروغ گو ام؟
کوک: بس کن گفتم(داد)
(ویو ا.ت)
(با این صدا پا شدم چشام سیاهی میرفت که)
کوک: ا.ت
ا.ت: سلام ارباب کاری داشتید؟
کوک: نه،بیا بیرون
ا.ت: هاه(لبخند) ممنونم
(کوک هیچی نگفت)
•ژان هون: جونگکوک!
کوک: ژان هون چته؟ برو بیرون از قصر فعالا حال دعوا کردن با تو یکی رو ندارم!
ژان هون: عصبانی شد و رفت بیرون•
(سه ماه بعد)
کوک: دیگه برنگرد قیافتو ببینم میکشمت!
ژان هون: هاه عمرا
(اونا از هم جدا شدن دیگه هیچوقت همو ندیدن)
کوک: ا.ت
ا.ت: بله ارباب؟
کوک: بیا اینجا
ا.ت: ب-باشهه
که یک یهووووو......
با اینکه لایک ها نرسیده بود باز براتون گذاشتم اصلا حمایت نمیکنید اگه حمایت نکنید و لایک نکنید دیگه رمان نمیزارم😔
•ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ•
#عروسک_خیمه_شبازی_من
#پارت ۵
•ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ•
ژان هون: کوک! من دروغ نمیگم میفهمی؟
کوک: بس کن ژان هون
•ژان هون: کوک بفهم
کوک: صد بار بهت گفتم ا.ت هیچکارس
ژان هون: تو میگی من دروغ گو ام؟
کوک: بس کن گفتم(داد)
(ویو ا.ت)
(با این صدا پا شدم چشام سیاهی میرفت که)
کوک: ا.ت
ا.ت: سلام ارباب کاری داشتید؟
کوک: نه،بیا بیرون
ا.ت: هاه(لبخند) ممنونم
(کوک هیچی نگفت)
•ژان هون: جونگکوک!
کوک: ژان هون چته؟ برو بیرون از قصر فعالا حال دعوا کردن با تو یکی رو ندارم!
ژان هون: عصبانی شد و رفت بیرون•
(سه ماه بعد)
کوک: دیگه برنگرد قیافتو ببینم میکشمت!
ژان هون: هاه عمرا
(اونا از هم جدا شدن دیگه هیچوقت همو ندیدن)
کوک: ا.ت
ا.ت: بله ارباب؟
کوک: بیا اینجا
ا.ت: ب-باشهه
که یک یهووووو......
با اینکه لایک ها نرسیده بود باز براتون گذاشتم اصلا حمایت نمیکنید اگه حمایت نکنید و لایک نکنید دیگه رمان نمیزارم😔
•ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ•
- ۱.۴k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط