{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یادت هست آن روزی که از یاد تو می رفتم؟

به یادت هست آن روزی که از یاد تو می رفتم؟
که با چشمان پر اشکم، تو را بدرود می گفتم!

فراموشی گرفتم تا تو را در دل بمیرانم
دلیلش چیست دل سنگم؟ دلیلش را نمیدانم

به جای تو به این دیوار، گاهی تکیه میکردم
و گاهی اشک،گاهی خون، برایت گریه میکردم

تو اصلا هیچ میدانی که آیا درد یعنی چه؟
که زخم کاری از دستان یک نامرد یعنی چه؟

به چشمانت قسم خوردم که چشم از عشق بردارم
ولی دست از خیالاتم که هرگز بر نمی دارم

تو آیا مثل من هرشب به مرگت فکر میکردی؟
به زیر لب، تو نامم را به سختی ذکر می کردی؟

هوای کوچه بارانیست، سرما در کمنیت هست
بیا تا ها کنم دستت، همه دارایی ام این است

من از جام غزل لبریز و از مستی دگر سیرم
کمی هم شوکرانم باش، تا اینگونه می میرم
دیدگاه ها (۱)

ببری دل به حدیثی نکنی دلداری از تو ای شوخ چه خونها که مرا...

بگووووووووووووو

"تو را دوست دارم "اگرچه دور از مناما نزدیک ترینی"ترا دوست دا...

آرام دوستت دارم جاری هستی در تمام احساسم... غزل های ناب را ی...

به یادت هست آن روزی که از یاد تو می رفتم؟که با چشمان پر اشکم...

آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟تو آیا با شقایق بوده‌ای گاه...

عادت کرده بودم هرشب بگم " شبت بخیر "صبح شد بگم " صبحت بخیر "...

دختر یک میلیون تومنیدختری در اوجِ جوانی، و البته در اوجِ زیب...

★نام دلنوشته: ببار باران★★نویسنده: نازنین براتی★★ژانر: غمگین...

لیلا حسنوند شاعر الشتری

دلتنگم....دلتنگم از زندگی....دلتنگم برای روزهای عمرم ک میتوا...

پارت ۱۳۲#جونگکوکسومی: چی میگی ؟؟ من یکی دیگه رو بوس کنم؟؟ خو...

ساقی امشب باده از بالا بریزباده از خم خانه مولا بریزباده ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط