{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝕡𝕒𝕣𝕥 𝟛𝟝 💛🐳

𝕡𝕒𝕣𝕥 𝟛𝟝 💛🐳


از مرگ و خون ریزی بیزار بودم ولی الان بازی سرنوشت منو وادار کرده بود برای رفتن شمشیرم رو تیز کنم
آری « میشه برگردیم به همون کلبه ی جنگلی؟ م.. من میترسم! من نمیخوام بمیرم
دوجین « میگی فرار کنیم؟ بعدش قطعا امپراطور ما رو میکشه....
شین هه « کی گفته قراره بمیریم؟
آری « لازم نیست کسی چیزی بگه! به نظرت ما اونقدر مهارت داریم که بتونیم با فرمانده های مینگ مبارزه کنیم؟ حریف ما فقط سرباز ها نیستن
یول « اگه ترسیدین میتونین برگردین
دوجین « چی؟
یول « امپراطور دستور دادن هر کس میترسه یا نمیخواد توی این جنگ شرکت کنه همین امشب قرارگاه رو ترک کنه
شین هه « خودشون توی جنگ شرکت میکنن؟
یول « بله!
شین هه « مغزم فرمان بازگشت میداد اما قلبم جایی میون سنگ و کلوخه های قصر محفوظ شده بود..... چه مرگم شده بود؟ چرا نمیخواستم امپراطور رو تنها بزارم؟ طبیعتا باید جونم رو بر میداشتم و فرار میکردم! من هیچ تعلق خاطری نسبت به امپراطور نداشتم... چه مرگم شده؟؟
جیمین « تو چرا هنوز اینجایی؟؟
شین هه « ع... عالیجناب
جیمین « دلیلی نداره اینجا بمونید! جونتو بردار و برو..... شما نه سوگند وفاداری خوندین که مانع رفتنتون بشه نه دینی به گردن دارین
شین هه « میخواستم برم... ولی نمیتونم!
جیمین « چی؟
شین هه « باید میگفتم هوس کردم بمیرم یا اینکه دارم عاشق چشم و ابروت میشم؟ م  من نمیتونم اینجوری برم! شما قول دادین بیگناهی پدر و مادرم رو ثابت کنید
جیمین « اگه زنده برگشتم بعدم میتونی دوباره بیای سراغم!
شین هه « ممکنه دیر بشه
بازگشت به زمان حال :
جیمین « ببینم مطمئنی اسمی روی نقاشی نوشته نشده؟
شین هه « چکش کردم
جیمین « بده من نقاشی رو
شین هه « ببینم به من اعتماد نداری؟؟؟؟
جیمین « به دانشجو جماعت نمیشه اعتماد کرد
شین هه « پوکر
جیمین « یه چیزی باید باشه... یه چیزی که نشون بده این ملکه کیه! حتی اگه اسم توی تاریخ ثبت نشده باشه بازم میشه اسمشو توی دفاتر دیگه پیدا کرد..... هی شین هه
شین هه « هوم؟
جیمین « وقتی نقاشی این ملکه رو داریم ولی اسمش بین ملکه ها نیست ممکنه بین شخصیت های مهم باشه.... همون قهرمان های تکرار نشدنی هر دوره
شین هه « یه نجات دهنده یا یه همچین چیزی ؟
جیمین « اوهوم
شین هه « وای چه باحال
جیمین « الان وقت رویا پردازی نیست شین هه
شین هه « چرا؟ خیلی قشنگه که... وای فرض کن جون امپراطور رو نجات داده باشه بعد اونم یک دل نه صد دل عاشقش میشه ولی بقیه نمیزارن به هم برسن! البته پایان خوبی نداره
جیمین « مگه بازیه؟ عاشق شدن که الکی نیست؟
شین هه « تجربه ثابت کرده وقتی یه دختر مدت طولانی کنارت باشه حتی اگه عاشقش نشی مثل بردار مراقبشی....
جیمین « خب اره! درست میگفت....
دیدگاه ها (۳۲)

part¹³⏳🍷کوک « درسته! پس بهتره این هیولا رو عصبانی نکنی... خش...

𝕡𝕒𝕣𝕥𝟛𝟞 🐳💛جیمین « خب اره! درست میگفت....من عاشق شین هه نبودم ...

part¹²🍷⏳ تهیونگ « بالاخره روزی میرسه که اون روی واقعیش رو نش...

سلامممممممم بچه ها... خب اومدم پیشاپیش عید رو بهتون تبریک بگ...

📌صحبت‌های قابل تأمل یه هم‌وطن مهاجر که واقعیت‌های جالبی از م...

Chapter Seven, Part ¹⁶^ عجیبه، شاید چیزی که دیدی مربوط به شخ...

برای اینکه بفهمید چه شد برید کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط