{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز هرچه بود گذشت

دیروز هرچه بود گذشت
امروز را عاشقانه زندگی خواهم کرد
و به خودم و تمام دنیا ثابت خواهم کرد
که عشق حتما همرنگ چشمانت است وقتی میخندم
که خوشبختی مدام در جیب هایم نفس میکشد
که جای نالایق ها پشت درهای بسته ی قلبم است تا همیشه
برای دوباره متولد شدن صبح زیباییست نه؟
دیدگاه ها (۵)

نگران خیس شدن دستهایش بود آن زمان که آب از سر من گذشته بود.....

میخواهم فقط به تماشای آنچه می گذرد بنشینممیخواهم خودم را قان...

لوید (جیم کری ):فکر میکنی برای یه مردی مثل من و یه زنی مثل ت...

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

پارت دومپشت در، کسی منتظرم بودتاریکی...همه‌جا را تاریکی گرفت...

«نگاه ممنوعه »**Part 14 — The Last Thing She Left Behind** ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط