حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود.، اماقایق نداشت.
حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود.، اماقایق نداشت. دلباخته ی سفربود. اماهمسفر نداشت. حکایت کسی است که زجرکشید. اماضجه نزد، زخم داشت ولی ناله ای نکرد. نفس میکشیداما هم نفس نداشت. خندیداما غمش راکسى نفهمید.
- ۶۵۱
- ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط