{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این بار

این بار
براے دل خودم مےنویسم...
براے دغدغه هاےخودم
براے شانه اے که تکیه گاهم نیست!
براے دلے که دلتنگم نیست...
براے دستے که نوازشگر زخم هایم نیست...
براے خودم مے نویسم!
براے خودم که اینقدر تنهاست!.!.!
دیدگاه ها (۱)

حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود.، اماقایق نداشت. دلب...

در دستهای چه کسی اسراف می شوی تو...؟  اکنون که من به ذره ذره...

سلام دوستای گلم این پست مال دوست قدیمیمونه الان به حمایت دوس...

هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است. مردمک و عنبیه و خط نوری که...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

باباجونم«می‌پرسم از این شب‌های بی‌سحر:این دل که تنگ است، به ...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط