{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ¹⁸

پارت ¹⁸
+( کوک اسلحه رو گرفته بود وسط پیشونی نا اون و همونجور که رو به جلو می‌رفت نا اون رو به عقب می‌رفت و با صدای بلند پشت سر هم این جمله رو میگفت )
_ چرا دلیلت واسه این کار رو بگو
آقای جئون: پسرم خشمت رو درک میکنم ولی این کارت درست نیست
_ کاری که اون با لارا کرد درست بود ؟
آقای جئون: اون اشتباه کرد
_ آقای جئون یه اشتباه رو دو بار تکرار نمیکنن
سو یونگ : اسلحت رو پایین بیار
_ چرا
سو یونگ : اون زن منه برادر بزرگترت نکنه یادت رفته
_ نکنه توم یادت رفته من کیم ؟
سو یونگ : نه یادم نرفته ولی تو ...
+ ( حرفش رو قطع کردم ) کوک بسه آروم باش
_ چرا از اتاق اومدی بیرون بهت گفتم هرچی شد نیا بیرون
+ مهم اینه الان خوبم پس دیگه تمومش کن
_ چرا دروغ میگی اگه خوبی سر پا ویسا و از پله ها بیا پایین اونوقت منم به حرفت گوش می‌کنم اسلحه رو بر میدارم
+ ( هرچی سعی کردم از درد زیاد نتونستم سر پاهام ویسم )
_دیدی حالا تا همین اسلحه رو روی سر خودت نگرفتم برگرد اتاق . خب نا اون جواب سوالم رو ندادی
نا اون : آره من کردم خوبم کردم چون از تو زنت متنفرم تازه هنوز مونده از این کارت پشیمون میشی
خانم جئون: خفه شو دختره گستاخ
سو یونگ : اگه میخوای بکشیش با از روی جنازم رد شی
تفنگ رو روی قلب سو یونگ گرفت
_ داداش بزرگتر نمیخوام بکشمت پس از این به بعد بیشتر حواست به خودت و همسرت باشه
+ ( از پله ها بالا اومد و براید بغلم کرد در اتاق رو باز کرد من رو روی کاناپه نشوند ) دیگه هیچ وقت این کار رو نکن .
_ خوابت میاد ؟
+ میدونی چقد خطر ناک بود ! ( به سمتم اومد رو به روم با یک زانوش نشست و دستش رو به سمت صورتم آورد )
...........
دیدگاه ها (۲۲)

پارت ¹⁹ +( دستش رو به صورتم نزدیک کرد ) _ تب داری + ( با این...

پارت ²⁰+ هی با توم _ جلوتو نگا کن + وا وای خدا اینجا دیگه کج...

پارت ¹⁷_ فردا برمیگردم ( با عصبانیت ) ویو ۴ ساعت بعد کوک من ...

پارت ¹⁶_ هر شب برات زنگ میزنم منتظر میمونم هر وقت خوابیدی قط...

برادر ناتنی فصل دومpart 8ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

همخونه اجباری... پارت 57."ویو جئون جونگ کوک"از همون لحظه‌ای ...

همخونه اجباری... پارت ۱۵۰«ویو داهی»عصر...بالاخره به هتل رسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط