{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمش ز چشم زخم زمستان هراس شد

چشمش ز چشم زخم زمستان هراس شد
تصویر حسن دست به دامان قاب شد

پایش نمی رسید که مرکب نشین شود
آغوش پادشاه برایش رکاب شد
دیدگاه ها (۱)

من روضه تو را شنیدم و زنده‌ام هنوز اين شرط عاشقی نَبُوَد خا...

هفتاد هزار ملک در عزای حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام ▪️عنْ أَ...

نعل های خاک خورده دنده هایش را شکست مثل مادر این تنی که میخو...

از پیرهای زخمی جنگ جمل رسید هرچه رسید و عمر جوان مرا گرفت ل...

پادشاه قلب من

.من مرگ #نور را باور نمی کنم و مرگ عشقهای قدیمی را مرگ گل هم...

یادم هست اواخر دهه هفتاد، شوخی یا تمسخر نسبت به روحانیت رواج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط