پارت ۲۱
پارت ۲۱
با چشمای گرد به میز پر از تنقلات و غذاهای خوشمزه نگاه کردم
جیا: وای خدای من* اروم*
عمو کنارم لم داد ، کوک از اونور زیر چشمی با اخم نگام میکرد و چشم غره ی عمو جین میرفت
زد شبکه ی برنامه ی کودک و برام فیلم گذاشت
اولش کمی معذب بودم بعد عمو جین کلی اصرار کرد که چیزی بخورم
کورن داگ بهم چشمک میزد برای همین برداشتم و با لذت و ولع میخوردم و فیلم میدیدم
ویو جین
آروم خم شدم و پایین پاهای جیا نشستم و خیلی آروم گیج و بریدم و از پاش دراوردم
کمی مچ پاهاش کبود بود و ورم داشت آروم یه پماد و کرم اوردم و آروم ماساژ میدادم و مچ پاشو آروم حلقه مانند میچرخوندم تا وقتی میخواد راه بره درد نگیره
کم کم ورمش خوابید ولی کبود بود که تا ۲ روز دیگه خوب میشه
اینقدر تو فیلم غرق بود و بهش خوشمیگذشت متوجه ی من نشده بود که گچ و همه چیو باز کردم
آروم رفتم دستم و شستم و رفتم پیش کوک
جین: این چه رفتاری بود با این بچه داری تو که میدونی به سختی راه میره این چه کاری بود؟
کوک:هیونگ تو کارم فضولی میکنه من از این کار متنفرم به اون هیچ ربطی نداره راجب میا حرف بزنه یا بخواد عکساشونو پاک کنه
جین: تو هنوزم غد و بی عقلی ، خودت میدونی میا بهت خیانت کرده حتا نزدیک بود بخاطر اون عوضی بمیری چرا فراموش نمیکنی چرا اینقدر کله شق بازی درمیاری؟
کوک:من میدونم یکی مجبورش کرده وگرنه اون منو دوست داشت
جین: اون تو رو دوست نداش فقط بخاطر تهیوننگ بود که با تو داخل رابطه بود
کوک: چرا الکی میگی لعنتی *کلافه و عصبی
جین: با تو نمیشه اصلا حرف زد
ویو جیا
نگاهی به کنارم کردم دیدم عمو جین نیس
دیدم کنار کوک نشسته و بحث میکنن
با چهره ای ناراحت بهشون خیره شدم که عمو جین نگام کرد و زیر لب چیزی به کوک گفت و بلند شد و کنارم نشست
جین:بابت اینکه تنهات گذاشتم معذرت میخوام پرنسس
جیا: مهم نیس عمو
جین:نظرت راجب بازی چیه؟
جیا:من که عاشقشمم
عمو رفت و ۲ تا پلیاستیشن اورد و وصل تلویزیون کرد و ۲ تایی مشغول بازی شدیم میخندیدیم باهام شوخی میکرد و کلی خوراکی باهم میخوردیم
با چشمای گرد به میز پر از تنقلات و غذاهای خوشمزه نگاه کردم
جیا: وای خدای من* اروم*
عمو کنارم لم داد ، کوک از اونور زیر چشمی با اخم نگام میکرد و چشم غره ی عمو جین میرفت
زد شبکه ی برنامه ی کودک و برام فیلم گذاشت
اولش کمی معذب بودم بعد عمو جین کلی اصرار کرد که چیزی بخورم
کورن داگ بهم چشمک میزد برای همین برداشتم و با لذت و ولع میخوردم و فیلم میدیدم
ویو جین
آروم خم شدم و پایین پاهای جیا نشستم و خیلی آروم گیج و بریدم و از پاش دراوردم
کمی مچ پاهاش کبود بود و ورم داشت آروم یه پماد و کرم اوردم و آروم ماساژ میدادم و مچ پاشو آروم حلقه مانند میچرخوندم تا وقتی میخواد راه بره درد نگیره
کم کم ورمش خوابید ولی کبود بود که تا ۲ روز دیگه خوب میشه
اینقدر تو فیلم غرق بود و بهش خوشمیگذشت متوجه ی من نشده بود که گچ و همه چیو باز کردم
آروم رفتم دستم و شستم و رفتم پیش کوک
جین: این چه رفتاری بود با این بچه داری تو که میدونی به سختی راه میره این چه کاری بود؟
کوک:هیونگ تو کارم فضولی میکنه من از این کار متنفرم به اون هیچ ربطی نداره راجب میا حرف بزنه یا بخواد عکساشونو پاک کنه
جین: تو هنوزم غد و بی عقلی ، خودت میدونی میا بهت خیانت کرده حتا نزدیک بود بخاطر اون عوضی بمیری چرا فراموش نمیکنی چرا اینقدر کله شق بازی درمیاری؟
کوک:من میدونم یکی مجبورش کرده وگرنه اون منو دوست داشت
جین: اون تو رو دوست نداش فقط بخاطر تهیوننگ بود که با تو داخل رابطه بود
کوک: چرا الکی میگی لعنتی *کلافه و عصبی
جین: با تو نمیشه اصلا حرف زد
ویو جیا
نگاهی به کنارم کردم دیدم عمو جین نیس
دیدم کنار کوک نشسته و بحث میکنن
با چهره ای ناراحت بهشون خیره شدم که عمو جین نگام کرد و زیر لب چیزی به کوک گفت و بلند شد و کنارم نشست
جین:بابت اینکه تنهات گذاشتم معذرت میخوام پرنسس
جیا: مهم نیس عمو
جین:نظرت راجب بازی چیه؟
جیا:من که عاشقشمم
عمو رفت و ۲ تا پلیاستیشن اورد و وصل تلویزیون کرد و ۲ تایی مشغول بازی شدیم میخندیدیم باهام شوخی میکرد و کلی خوراکی باهم میخوردیم
- ۹۱
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط