{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگاری ماهم عین گل نگاری داشتیم

روزگاری ماهم عین گل نگاری داشتیم
این چنین خارنبودیم اعتباری داشتیم
ای که مارادرزمستان دیده أی باپشت خم
این زمستان رانبین ماهم بهاری داشتیم
دیدگاه ها (۶)

احمد شاملو

نیش نیزه یی بر پاره جگرم از بوسه ی لبان شما مستی بخش تر بود

ﻟﯿﻠﯽ ﺑﻨﺸﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺭﻭ ﮐﻦﻟﺐ ﻭﺍ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺎ ﻭﺍﮊﻩ ﺑﺰﻥ ﺟﺎﺩﻭ ﮐﻦﻟﯿ...

ﻟﯿﻠﯽ ﺑﻨﺸﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺭﻭ ﮐﻦﻟﺐ ﻭﺍ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺎ ﻭﺍﮊﻩ ﺑﺰﻥ ﺟﺎﺩﻭ ﮐﻦﻟﯿ...

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

از دست تو 🫵💞گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دستِ توبغض کردم، ب...

★彡   Part 2 彡★ خواستم جیغ بکشم ولی صدام داخل دهنم خفه شد.دست...

دختری که ملکه ی جهنم شد

...My evil angel...پارت¹⁰🪽🔥 فصل دومزیر آسمان سرخ...جونگکوک و...

یادداشتهمان طور که مه صبحگاهی کمرنگ بر روی رودخانه می‌نشیند،...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط