{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مورچه ای را دیدم

مورچه ای را دیدم

با این کوچکی اش

باری را میبرد از خود بزرگتر . . .


.

.

منم اصن حال و حوصله ی لوس بازی و متحول شدنُ نداشتم

کشتمش |:

همینم مونده از مورچه پند بگیرم

والا به خدا...
خخخخخخخخخخ
دیدگاه ها (۲)

به سلامتی مادرکه میتوانی تمام فریادهایت رابرسرش بکشی ومطمئن ...

این بار به سلامتیه زنهایی که مادر نیستندآنهایی که نمی توانند...

خــــــــــدایاخواستم بگویم تــنهایماما…نـــــــــــگاه خندا...

ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ !!!...ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﺩﻓﺘﺮﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﺎﻫﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ،...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part34کیمیا:ربطش اینکه که من یروز این آقارو ت...

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

Part²⁹ازش دور شدیم جونگکوک: که فقط تورو می‌زارم رو کولم؟(با ...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

چندپارتی یونگی

P⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

★彡   Part 57 彡★ لباسم رو با یه تیشرت ساده عوض کردم و به سمت ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط