{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ᴘᴀʀᴛ 2
ویو ا/ت
بعد اینکه کلی کتکم زد رفت بیرون. بلند شدم رفتم دستشویی، تو اینه خودمو دیدو تمام صورتم کبود و خونی بود. صورتمو شستم رفتم نشستم رو مبل. تلویزیونو روشن کردم تا یکم فیلم ببینم.
(شب)
صدای در اومدم، دیدم ته برگشته. بدون اینکه حتی یه نگاه بهم کنه رفت اتاقش.(اتاقشون جداعه) بغض کردم اخه چرا اینطوری میکنه. بلند شدم رفتم اشپزخونه شامو اماده کردم، چیدم رو میز.
ا/ت: تهیونگ شام امادست
ویو تهیونگ
دقتی اومدم خونه بدون اینکه بهش توجه کنم اومدم اتاق. صدام کرد گفت شام امادست. رفتم پایین دیدم منتظرم وایساده. نشستم. شروع کردم به غذا خوردن ولی اون فقط با غذاش بازی میکرد.
تهیونگ: چرا نمیخوری(سرد)
اومد یچی بگه که یهو دویید دستشویی. رفتم سمتش همین طور خون بالا میاورد.
تهیونگ: هی چه مرگته(سرد)
ا/ت: هیچی(بغض)
تهیونگ: اگه میخوای بمیری برو بیرون نمیخوام خونم بوی گند جنازه بگیره(سرد)
تهیونگ: نگران نباش تو خونه تو نمیمیرم(بغض)
صورتشو شست رفت اتاقش
تهیونگ: شام نخوردی که(سرد)
ا/ت: سیرم
تهیونگ: به درک(سرد)
(چندروز بعد)

ادامه دارد...
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
دیدگاه ها (۰)

ᴘᴀʀᴛ 3ویو تهیونگتو این چند روز خیلی کتکش زدم. من دوسش دارم ا...

✧༺✦✮✦༻∞ 𝑇𝐴𝐸𝐻𝐾𝑂𝑂𝐾 ∞༺✦✮✦༻✧#bangtan #bts #army #namjoon #jin #s...

ᴘᴀʀᴛ 1ویو ا/ت ۱ساله با تهیونگ به اجبار ازدواج کردم. بابام به...

**•̩̩͙✩•̩̩͙*˚ 𝑇𝐴𝐸𝐻𝐾𝑂𝑂𝐾 ˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚*#bangtan #bts #army #na...

عشق دو طرفه پارت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط