{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ᴘᴀʀᴛ 1
ویو ا/ت
۱ساله با تهیونگ به اجبار ازدواج کردم. بابام به تهیونگ پول زیادی بدهکار بود برای همین تهیونگ گفت پولو نمیخوام دخترتو میخوام. بابای منم از اونجایی که اصلا منو دوست نداشت میخواست از دستم خلاص بشه از خداخواسته قبول کرد. وقتی که با تهیونگ ازدواج کردم فکر میکردم دوسم داره نگو اقا فقط به یکی نیاز داشته تا کاراشو کنه. تهیونگ اصلا دوسم نداره، اگه کارایی که میگه رو درست انجام ندم منو کتک میزنه. چرا دروغ بگم من تهیونگ رو دوست دارم برای همین بازم کتکمم بزنه هم دوسش دارم.

ویو تهیونگ
۱سالی هست که با ا/ت ازدواج کردم. فقط برای اینکه کارامو کنه باهاش ازدواج کردم وگرنه هیچ علاقه بهش ندارم.
(ظهر)
میخوام برم شرکت اومدم لباسامو عوض کنم که دیدم چروکن یعنی چی این دختره کوشش چرا اتو نکرده، عصبی شدم.
تهیونگ: ا/تتت.. (داد، عصبی)
ای بابا چرا جواب نمیده. رفتم اتاقش دیدم خوابه. رفتم سمتش از موهاش کشیدم پرتش کردم رو زمین.
تهیونگ: چرا تو هنوز خوابی (داد، عصبی)
ا/ت: اییی سرم چرا خب اینطوری میکنی(بغض)
تهیونگ: گمشو سریع لباسمو اتو کن(عصبی)
ا/ت: باشه(بغض)
ویو ا/ت
رفت اتاقش منم بلند شدم لباسشو برداشتم تا اتو کنم. داشتم لباسشو اتو میکردم که صدای زنگ درد اومد. رفتم درو باز کردم.
ا/ت: بله؟
پیک: سلام بستتونو اوردم
ا/ت: اها مرسی(گرفت)
درو بستمو رفتم تو.
ا/ت: تهیونگ
تهیونگ اومد از اتاقش
تهیونگ: ها چیه؟
ا/ت: این بسته ی توعه بیا
تهیونگ: بدش بهم(گرفت)
تا بسته رو بهش دادم یادم افتاد اتو رو لباسه وایییی بیچاره شدم
تهیونگ: یه بویی نمیاد
ا/ت: چ..چه بویی (ترسیده)
تهیونگ: این بوی سوختگیه
ا/ت: نه بابا(خنده ضایع)
تهیونگ رفت تو اتاق که صدای عربدش اومد
تهیونگ: ا/تتتتتتتتتتت(عربده)
رفتم تو اتاق
ا/ت: ب..بله (ترسیده)
تهیونگ: لباسم سوخت حواست کجاست(عربده)
ا/ت: بب..خشی..د(ترسیده)
تهیونگ: نه تو ادم نمیشی باید ادبت کنم
اومد سمتم خواستم فرار کنم که از موهام کشید پرتم کرد رو زمین.
تهیونگ: الان ادبت میکنم(عصبی)
کمربندشو دراورد تا تونست منو زد. دیگه جونی نداشتم
ا/ت: ببخشید(گریه)
تهیونگ:(درحال زدن)
ا/ت: هق..غلط کردم...هقق.. (گریه)
ویو تهیونگ
دیدم سروصورتش خونیه ولش کردم. کتمو برداشتمو بدون توجه بهش از خونه زدم بیرون.
ویو ا/ت

ادامه دارد...
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
دیدگاه ها (۰)

ᴘᴀʀᴛ 2ویو ا/ت بعد اینکه کلی کتکم زد رفت بیرون. بلند شدم رفتم...

ᴘᴀʀᴛ 3ویو تهیونگتو این چند روز خیلی کتکش زدم. من دوسش دارم ا...

**•̩̩͙✩•̩̩͙*˚ 𝑇𝐴𝐸𝐻𝐾𝑂𝑂𝐾 ˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚*#bangtan #bts #army #na...

ادامه تکپارتی.. ا/ت: تو.. تو الان منو زدی مینسو: مامانی..هق....

#سناریو_درخواستی :وقتی بچه ی اعضاوا/ت مامانشو اذیت میکنه (هم...

#تکپارتی درخواستیموضوع: جیهوپ و ا/ت باهم دعواشون میشه سر این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط