سکوت پیست
سکوت پیست
Part:³¹
جلوی در خونه وایساده بودم
میترسیدم
اونم خیلی زیاد
مطمئنم اتفاقای بدی قراره بیوفته
درو باز کردم و رفتم داخل
سکوت توی خونه حکم فرما بود!
تنها صدایی که میومد صدای چک چک شیر آب بود که درست بسته نشده بود
خواستم از پله ها بالا برم و برم سمت اتاقم که در اتاق کار پدرم باز شد
وقتی چشام به چشماش خورد یک آن به خودم لرزیدم اونم از ترس
راکسون:کدوم گوری بودی(عصبی)
+.....
راکسون:هه که اینطور
از پله ها پایین اومدو درست رو به روم وایساد
راکسون:خودت خواستی دختره هر.. زه
و بعد از موهام محکم گرفتو منو کشید سمت زیر زمین
+پدر خواهش میکنم لطفا التماست میکنم(جیغ و گریه)
راکسون:خفه شوو(عربده)
با عربده ای که سرم کشید ترسم دو برابر شد
پرتم کرد روی صندلی که توی زیر زمین بود و دستا و پاهامو با طناب محکم بست
جرعت گریه و التماس کردن رو نداشتم
میدونستم هرچی التماسش کنم کار خودشو میکنه و کتکم میزنه
توقع داشتم بره سمت شلاقی که گوشه زیر زمین روی میزی بود و اونو برداره
اما بجاش رفت ی سرنگ برداشت که توش مایع شفافی بود
با دیدن سرنگ چشام گرد شد
نه نه اون هرچقدرم از من متنفر باشه نمیتونه اینکارو باهام کنه
+ن. نه پدر غلط کردم تروخدا بجاش منو بزن التماست میکنم(گریه)
_وقتی میرفتی هر. زگی باید فکر اینجاشم میکردی
+م من ک. اری ن. ک...
راکسون:دهنتو ببند(عربده)
با این عربدش ساکت شدم
چیزی نداشتم که بگم
خوب میدونستم اون مایع توی سرنگ چیه
نوعی مواد مخدره که وقتی بزنیش حس خیلی خوبی داره اما بعد از این که این حس خوب تموم شه قراره کلی درد بکشی
بدنت از درون نابود میشه
یجورایی شبیه ی معتاد میشی که نیاز به مواد داره
این
این بدترین کاریه که میتونه باهام بکنه...
Part:³¹
جلوی در خونه وایساده بودم
میترسیدم
اونم خیلی زیاد
مطمئنم اتفاقای بدی قراره بیوفته
درو باز کردم و رفتم داخل
سکوت توی خونه حکم فرما بود!
تنها صدایی که میومد صدای چک چک شیر آب بود که درست بسته نشده بود
خواستم از پله ها بالا برم و برم سمت اتاقم که در اتاق کار پدرم باز شد
وقتی چشام به چشماش خورد یک آن به خودم لرزیدم اونم از ترس
راکسون:کدوم گوری بودی(عصبی)
+.....
راکسون:هه که اینطور
از پله ها پایین اومدو درست رو به روم وایساد
راکسون:خودت خواستی دختره هر.. زه
و بعد از موهام محکم گرفتو منو کشید سمت زیر زمین
+پدر خواهش میکنم لطفا التماست میکنم(جیغ و گریه)
راکسون:خفه شوو(عربده)
با عربده ای که سرم کشید ترسم دو برابر شد
پرتم کرد روی صندلی که توی زیر زمین بود و دستا و پاهامو با طناب محکم بست
جرعت گریه و التماس کردن رو نداشتم
میدونستم هرچی التماسش کنم کار خودشو میکنه و کتکم میزنه
توقع داشتم بره سمت شلاقی که گوشه زیر زمین روی میزی بود و اونو برداره
اما بجاش رفت ی سرنگ برداشت که توش مایع شفافی بود
با دیدن سرنگ چشام گرد شد
نه نه اون هرچقدرم از من متنفر باشه نمیتونه اینکارو باهام کنه
+ن. نه پدر غلط کردم تروخدا بجاش منو بزن التماست میکنم(گریه)
_وقتی میرفتی هر. زگی باید فکر اینجاشم میکردی
+م من ک. اری ن. ک...
راکسون:دهنتو ببند(عربده)
با این عربدش ساکت شدم
چیزی نداشتم که بگم
خوب میدونستم اون مایع توی سرنگ چیه
نوعی مواد مخدره که وقتی بزنیش حس خیلی خوبی داره اما بعد از این که این حس خوب تموم شه قراره کلی درد بکشی
بدنت از درون نابود میشه
یجورایی شبیه ی معتاد میشی که نیاز به مواد داره
این
این بدترین کاریه که میتونه باهام بکنه...
- ۳۶۳
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط