(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
part ²⁷
نفس عمیقی کشید و ادامه داد : از هر طرف دستم و دراز میکردم و یه قدم برمیداشتم توی مشتم بودی و این کافی نبود سرعت خودتو کم کردی که از روی رینگ
بیری؟ و تو اشتباهات زیادی داشتی عزیزم میدونی؟ قراره
تنبیه بشی تا یاد بگیری دقیقا چطوری باید با دشمنت حتی اگه آلت باشه برخورد کنی
با وجود صدای خشک و بدون رحمش قالب تهی کردم و به تنه پته افتادم ؛ چطور فراموش کرده بودم مردی که رو به
رومه شاهزاده ی جهنم ادلره ؛ کسی که هر خلافکار و ادم فاسدی توی دنیا از شنیدن اسمش قالب تهی میکرد ؛ چرا
توقع داشتم براش متعاوت باشم و دوست داشته بشم با خودمو افکارم درگیر بودم که یهو دستای جیمین از روی
دست و بازوھام سر خورد و به سمت پهلوھام رفت اما یهو با حس خنده شدید و آزار دهنده ای که داشتم
متوجه شدم که اون داره قلقلکم میده !!
جیمین : فکر کردی میزارم از دست من فرار کنی ماه زاده؟ به کی گفتی هیولای هوم؟ بگو ببینم از دست من فرار میکنی؟
از شدت خنده رو به کبودی بودم و سعی داشتم تکون بخورم اما همه جوره بی فایده بود و فقط شدت قلقلک دادنش بیشتر میشد
،-خ..خوا..هش میکنم نکننننننننن
جیمین : نج نج نج تودختر بدی هستی بیب باید تنبیه بشی
و با شدت بیشتری قلقلکم داد
-ب..بسهههه نک..نن غلط..کردمممم باشه با..شه تو بردی ..دختر خوب...ی میشم قول میدمممم
جیمین : قانع کننده بود ولی دلیل نمیشه تنبیهت تموم شه
-بسهههه ... الان خفه میکننمممم
با این حرفم صدای قهقهه بلندشو شنیدم و دستاش از دورم شل شد که از فرصت استفاده کردم و با زدن ضربه ارنجی
توی شکمش سریع به سمت خارج رینگ دویدم و باهمون لباسای ورزشی مشکیم توی خیابون و به سمت خونه دویدمممم
بدون توجه به سلام دادن نگهبان اسانسورو زدم که دیدم پره و نمیاد پس پله هارو دوتا یکی بالا رفتم تا به در خونه
رسیدم و با تلخ ترین حقیقت زندگیم مواجه شدم اینکه من رمز در خونه رو نمیدونم ....
part ²⁷
نفس عمیقی کشید و ادامه داد : از هر طرف دستم و دراز میکردم و یه قدم برمیداشتم توی مشتم بودی و این کافی نبود سرعت خودتو کم کردی که از روی رینگ
بیری؟ و تو اشتباهات زیادی داشتی عزیزم میدونی؟ قراره
تنبیه بشی تا یاد بگیری دقیقا چطوری باید با دشمنت حتی اگه آلت باشه برخورد کنی
با وجود صدای خشک و بدون رحمش قالب تهی کردم و به تنه پته افتادم ؛ چطور فراموش کرده بودم مردی که رو به
رومه شاهزاده ی جهنم ادلره ؛ کسی که هر خلافکار و ادم فاسدی توی دنیا از شنیدن اسمش قالب تهی میکرد ؛ چرا
توقع داشتم براش متعاوت باشم و دوست داشته بشم با خودمو افکارم درگیر بودم که یهو دستای جیمین از روی
دست و بازوھام سر خورد و به سمت پهلوھام رفت اما یهو با حس خنده شدید و آزار دهنده ای که داشتم
متوجه شدم که اون داره قلقلکم میده !!
جیمین : فکر کردی میزارم از دست من فرار کنی ماه زاده؟ به کی گفتی هیولای هوم؟ بگو ببینم از دست من فرار میکنی؟
از شدت خنده رو به کبودی بودم و سعی داشتم تکون بخورم اما همه جوره بی فایده بود و فقط شدت قلقلک دادنش بیشتر میشد
،-خ..خوا..هش میکنم نکننننننننن
جیمین : نج نج نج تودختر بدی هستی بیب باید تنبیه بشی
و با شدت بیشتری قلقلکم داد
-ب..بسهههه نک..نن غلط..کردمممم باشه با..شه تو بردی ..دختر خوب...ی میشم قول میدمممم
جیمین : قانع کننده بود ولی دلیل نمیشه تنبیهت تموم شه
-بسهههه ... الان خفه میکننمممم
با این حرفم صدای قهقهه بلندشو شنیدم و دستاش از دورم شل شد که از فرصت استفاده کردم و با زدن ضربه ارنجی
توی شکمش سریع به سمت خارج رینگ دویدم و باهمون لباسای ورزشی مشکیم توی خیابون و به سمت خونه دویدمممم
بدون توجه به سلام دادن نگهبان اسانسورو زدم که دیدم پره و نمیاد پس پله هارو دوتا یکی بالا رفتم تا به در خونه
رسیدم و با تلخ ترین حقیقت زندگیم مواجه شدم اینکه من رمز در خونه رو نمیدونم ....
- ۱.۳k
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط