{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت 27

ادامه پارت 27

با وجود وضع موجود به التماس و گریه زاری افتاده بودم
پس با ناله ی بلندی غر زذنو شروع کردم : من فاااکینگگگ مطمئنممم که خدا بامن خصومت شخصی داره اخه مگه من چیکار کرررردم من مطمئنم روزی که شانس تقسیم میکردن من توی کلاس (چگونه به اندازه
کافی زنده بمانیم تا زندگی به طور کامل به چکمان دهد
وتهش بگیم هه اصلأ‌م درد نداشت ) بودم ؛ الان با این جیمین وحشی هیولا چیکار کنم کارم ساختس میدونم
جیمین : خوبه که میدونی بیب
با شنیدن صدای بم جیمین دقیقا پشت سرم مطمئنم که قالب تهی کردم ...
-یاااا مادر همه ی مقدسات تو کی اومدی
جیمین : جیمین؟..هیولای وحشی اره؟
-نهههههههه چیزه به جون تو که برام عزیزی نه به جون پسر همین همسایه بغلی که منظورم تو نبودی
با صورت جدی اما چشمای خندون اروم به سمتم اومد که عقب رفتم تا اینکه پشتم به در خورد و فهمیدم که همه بهرحال رفتنی ان دیگه مرگ حقه انگشتشو روی در زد که با اثر انگشتش در باز شد دستشو پشت کمرم
گذاشت و هول ارومی بهم داد و وارد خونه شدیم و درو بست
جیمین : عزیزم محض یاداوری تو یه روزه به خونمون اومدی ؛ چطوری دقیقا پسر همسایه رو دیدی ؟ و درضمن خونه بغلی خالیه و کسی توش نیست
نمیدونم با چه عقلی اینکارو کردم اما میدونم فقط برای فرار کردن از دست جیمین و قلقلکش به خودش پناه بردم ..
و دستامو دور گردنش حلقه کردم ، خودمو بالا کشیدم و لبامو روی لبای مردونش کوبیدم
دیدگاه ها (۳)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ²⁸نمیدونم با چه ...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ²⁹ جیمین : بعد ا...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ²⁷نفس عمیقی کشید...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ²⁶به هر بدبختی ب...

چند پارتی جیمین (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط