ONLY MINE
ONLY MINE
PART 58
سانگ . قربان.... چیکار کنیم؟ ح ن فرمانده کیم و افرادش در خطره ...
کوک . میریم باند ...
سانگ . ولی ق....
کوک . ولی و اما نیار فرمانده سانگ همه افراد رو جمع کن میریم باند .... ( بلند و عصبی
سانگ . چشم ... ( آروم ... همه افراد رو جمع کردن و رفتن باند تا ببین کوک چه تصمیمی میگره ...
یعنی کوک جون فرمانده با وفا و افرادش و همچنین ا/ت رو برای ثروتش فدا میکنه یا از مدارک میگذره و افرادش رو نجات میده ؟
ویو ا/ت . با یه طناب به سقف یه کارخونه که متروکه شده بود بسته شده بودم طناب از پشت بسته شده بود به یه ستون و مطمن بودم که اگه جئون هم بیاد اینجا اونا ذره ذره اون طناب رو باز میکنن و قسمت ترسناک و درد اورش این بود که زیر پام یه ظرف بزرگ از قیر داغ بود...
اخه دختره بدشانس حالام وقت بهوش اومدن بود ؟ اصلا همون موقعه نمی تونستم بمیرم؟ چقدر سگ جونم ... مطمنم الان زجر کش میشم این دیگه آخر خطه لز این یکی زنده بیرون نمیام..
چانگ هو. اون بالا خوش میگذره خانم وکیل ؟ ( پوزخند
ا/ت . خفه شو... بیارم پایین چرا بستیم این بالا
چانگ هو. چون باید حسابتو تسویه کنی خانم وکیل ت خیانت کردی منم زجر کشت میکنم ...
ا/ت . تو دیونه ای سادیسمیی
چانگ هو. شک داشتی ؟...پوزخند
ا/ت . اره.. ولی الان مطمن شدم
چان هو خوبه ... ( برای اینکه ا/ت رو بترسونه یکم از طناب رو باز کرد و ا/ت یکم پایین تر رفت و جیغ زد
چانگ هو . گفته بودم کسی که به من خیانت میکنه حکمش مرگه ... یادته که... ( پوزخند
ا/ت . از ترس نمی تونست حرف بزنه
چانگ هو. باید دید جئون امروز چیکار میکنه ..
سوها . قربان افراد جئون اومدن... فرمانده کیم و چند نفر از افرادشونه
چانگ هو . خوبه ... خوب خانم وکیل ما باید یه پذیراییه مفصل از مهمان هامون بکنیم تا اون موقعه شما از منظره لذت ببرید.. خنده و با سوها رفت ....
ادامه دارد......
PART 58
سانگ . قربان.... چیکار کنیم؟ ح ن فرمانده کیم و افرادش در خطره ...
کوک . میریم باند ...
سانگ . ولی ق....
کوک . ولی و اما نیار فرمانده سانگ همه افراد رو جمع کن میریم باند .... ( بلند و عصبی
سانگ . چشم ... ( آروم ... همه افراد رو جمع کردن و رفتن باند تا ببین کوک چه تصمیمی میگره ...
یعنی کوک جون فرمانده با وفا و افرادش و همچنین ا/ت رو برای ثروتش فدا میکنه یا از مدارک میگذره و افرادش رو نجات میده ؟
ویو ا/ت . با یه طناب به سقف یه کارخونه که متروکه شده بود بسته شده بودم طناب از پشت بسته شده بود به یه ستون و مطمن بودم که اگه جئون هم بیاد اینجا اونا ذره ذره اون طناب رو باز میکنن و قسمت ترسناک و درد اورش این بود که زیر پام یه ظرف بزرگ از قیر داغ بود...
اخه دختره بدشانس حالام وقت بهوش اومدن بود ؟ اصلا همون موقعه نمی تونستم بمیرم؟ چقدر سگ جونم ... مطمنم الان زجر کش میشم این دیگه آخر خطه لز این یکی زنده بیرون نمیام..
چانگ هو. اون بالا خوش میگذره خانم وکیل ؟ ( پوزخند
ا/ت . خفه شو... بیارم پایین چرا بستیم این بالا
چانگ هو. چون باید حسابتو تسویه کنی خانم وکیل ت خیانت کردی منم زجر کشت میکنم ...
ا/ت . تو دیونه ای سادیسمیی
چانگ هو. شک داشتی ؟...پوزخند
ا/ت . اره.. ولی الان مطمن شدم
چان هو خوبه ... ( برای اینکه ا/ت رو بترسونه یکم از طناب رو باز کرد و ا/ت یکم پایین تر رفت و جیغ زد
چانگ هو . گفته بودم کسی که به من خیانت میکنه حکمش مرگه ... یادته که... ( پوزخند
ا/ت . از ترس نمی تونست حرف بزنه
چانگ هو. باید دید جئون امروز چیکار میکنه ..
سوها . قربان افراد جئون اومدن... فرمانده کیم و چند نفر از افرادشونه
چانگ هو . خوبه ... خوب خانم وکیل ما باید یه پذیراییه مفصل از مهمان هامون بکنیم تا اون موقعه شما از منظره لذت ببرید.. خنده و با سوها رفت ....
ادامه دارد......
- ۳۷.۲k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط