ONLY MINE
ONLY MINE
PART 57
کوک. خوب فرمانده سانگ افراد رو تو جاهای مشخص شده مستقر کن
سانگ. چشم ارباب ( افراد رو مستقر کرد
ادمین . افراد کوک وقتی رسیدن به محل دریافت محموله ها همون طور که انتظار داشتند هیچ کسی اونجا نبود پس منتظر موندن تا خود چانگ هو حمله کنه و آمادگی کامل داشتن ...
کوک . برای اینکه عادی جلوه کنه خودش رو شوکه نشون داد و به چند تا از افرادش گفت که برن اطراف رو بگردن افرادش هم اطاعت کردند ...
چند مین بعد
سانگ . قربان ... یکم مشکوک
کوک . بله؟... خونسرد
سانگ . هیچ کس اینجا نیست ...
کوک . چی ؟ پس کجان ( افرادی که باید محموله رو تحویل میدادن رو میگفت
سانگ. قربان به غیر از اون قضیه نه افرادی که باید محموله تحویل میدادن هستن ... نه افراد چانگ هو ... ما اینجا تنهاییم حتی افرادمون که عقب ار مستقر هستن هم گفتن تا شعاع ۵۰ متری اینجا هیچ کس نیست ...
احساس میکنم سوجین ما رو سر کار گذاشته ...
کوک . عصبی شد .... یه پدری لز اون سوجین در بیارم که تو تاریخ بنویسن ....
( همین که رفت سمت ماشین پیام و بعد فیلمی براش ارسال شد )
کوک . از طرف سوها عه ( فیلم رو باز کرد و گذاشت ...
فیلم از ا/ت بود که بیهوش اومده بود و با طناب از سقف آویزان بود و زیرش یه ظرف بزرگ از قیر داغ ....
توی پیام هم نوشته بود این طناب تا چند ساعت دیگه پاره میشه و کار دختره تمومه.... اگه میخای زنده میخایش با تمام مدارکی که بردی به این آدرس بیا و یادت تره تنها باشی که اگه بخوای کلکی سوار کنی دست از پا خطا کنی به علاوه این دختره افرادت که دارن وارد مخفیگاه ما میشن هم به سرنوشت این دختره دچار میشن .....
سانگ . واییی فرمانده کیم و افرادش الان رسیدن به مخفیگاهشون..... جونشون در خطره... همچنین ا/ت .... حالا چیکار کنیم ...
کوک . به تصویر ا/ت که آویزان بود خیره شده بود و هیچ چیزی نمی گفت......
ادامه دارد......
PART 57
کوک. خوب فرمانده سانگ افراد رو تو جاهای مشخص شده مستقر کن
سانگ. چشم ارباب ( افراد رو مستقر کرد
ادمین . افراد کوک وقتی رسیدن به محل دریافت محموله ها همون طور که انتظار داشتند هیچ کسی اونجا نبود پس منتظر موندن تا خود چانگ هو حمله کنه و آمادگی کامل داشتن ...
کوک . برای اینکه عادی جلوه کنه خودش رو شوکه نشون داد و به چند تا از افرادش گفت که برن اطراف رو بگردن افرادش هم اطاعت کردند ...
چند مین بعد
سانگ . قربان ... یکم مشکوک
کوک . بله؟... خونسرد
سانگ . هیچ کس اینجا نیست ...
کوک . چی ؟ پس کجان ( افرادی که باید محموله رو تحویل میدادن رو میگفت
سانگ. قربان به غیر از اون قضیه نه افرادی که باید محموله تحویل میدادن هستن ... نه افراد چانگ هو ... ما اینجا تنهاییم حتی افرادمون که عقب ار مستقر هستن هم گفتن تا شعاع ۵۰ متری اینجا هیچ کس نیست ...
احساس میکنم سوجین ما رو سر کار گذاشته ...
کوک . عصبی شد .... یه پدری لز اون سوجین در بیارم که تو تاریخ بنویسن ....
( همین که رفت سمت ماشین پیام و بعد فیلمی براش ارسال شد )
کوک . از طرف سوها عه ( فیلم رو باز کرد و گذاشت ...
فیلم از ا/ت بود که بیهوش اومده بود و با طناب از سقف آویزان بود و زیرش یه ظرف بزرگ از قیر داغ ....
توی پیام هم نوشته بود این طناب تا چند ساعت دیگه پاره میشه و کار دختره تمومه.... اگه میخای زنده میخایش با تمام مدارکی که بردی به این آدرس بیا و یادت تره تنها باشی که اگه بخوای کلکی سوار کنی دست از پا خطا کنی به علاوه این دختره افرادت که دارن وارد مخفیگاه ما میشن هم به سرنوشت این دختره دچار میشن .....
سانگ . واییی فرمانده کیم و افرادش الان رسیدن به مخفیگاهشون..... جونشون در خطره... همچنین ا/ت .... حالا چیکار کنیم ...
کوک . به تصویر ا/ت که آویزان بود خیره شده بود و هیچ چیزی نمی گفت......
ادامه دارد......
- ۲۷.۱k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط