{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی شیشه با خط قرمز نوشته بود : آی سی یو

روی شیشه با خط قرمز نوشته بود : آی سی یو
و من بی خود ، داشتم فکر می کردم 
" آی سی یو ” یعنی ” می بینمت ”
پرستار با وحشت داد می زند ، بیمار از دست رفت ، 
من کبود شده ام
از دست می روم ، شوک می دهند ، 
از تخت می جهد جسم مرده ام ...
خط مانیتور مراقبت های ویژه هنوز صاف است !

هیچکس نمی داند که فقط تنفس مصنوعی کار ساز است 
آن هم مکرر ، از لبهای تو !
جـسـمم که رفت . .
من روحم بیخود فکر می کند
" آی سی یو " یعنی " می بینمت "
دیدگاه ها (۳)

......پارت هفتم......

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

پارت ۶: شکستنِ دیوارهای شیشه‌ایسکوتِ عمارت، شب‌ها سنگین‌تر م...

#just_doktor p۷یک هفته به سختی برای سونگمین کوچولو گذشتهرشب ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط