{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنجم

crazy man:پارت پنجم


ویو راوی:ا.ت بعد از خواب بلند شد رفت

سرویس بهداشتی بعد اومد بیرون نگاه

ساعت کرد دید؛ ساعت 3 بعد از ظهر هست

رفت بیرون که دید خدمتکار ها بهش گفتن :


خدمتکارا:ا.ت جان عزیزم آقای لی گفتن


که شما بیدار شدین براتون غذا بیاریم

بفرمایید سرمیز غذا بخورین ..


ا.ت نشست رو صندلی و گفت:

خیلی ممنونم ازتون، فقط میتونید بهم

بگین آقای لی کجا رفتند؟

خدمتکارا:آقای لی گفتند یک عملیات دارند

تا ساعت 4 هم برمیگردند

ا.ت:ممنون


ویو راوی: ا‌.ت غذاشو خورد و بعد رفت

توی اتاقش چمدونش رو باز کرد..

ا.ت:حالا باید لباس مشکی بپوشم •

ا.ت لباس مشکی پوشید هیچ آرایشی هم

نکرد تا لباس مورد نظرشو پیدا کنه دیگه

ساعت 4 ربع کم بود زنگ هیسونگ زد

بعد چند بوق جواب داد:

ا.ت: سلام هیسونگ کی میای ؟

هیسونگ: سلام بانو

ا.ت : خب ....

هیسونگ:نیم ساعت دیگه میا...(صدای تیر)


ا.ت:هیسونگ اون صدای چی بود؟؟

(هیسونگ با صدای گرفته: هیچی خدافظ


ویو ا.ت:واقعا نفهمیدم اون صدای چی بود

اگر چیز بدی بود چرا هیسونگ بهم نگفت ؟؟





ادامه دارد..........

پارت پنجم
دیدگاه ها (۴)

اگرخودتونو برای نیکی نکشید انجین نیستین

crazy man:پارت6ویو راوی :الان ساعت 4 و 16 دقیقه بود که هیسون...

•☆تک پارتی هیونجین☆ •وقتی ساعت 3 شب مست میای خونه ویو هیونجی...

crazy man:پارت چهارمویو من:ا.ت تا به خودش اومد رفت پایین و...

وقتی تو بارون.....

مثلث عشق۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط