{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جیمینزمین موتور سواری میبینمتون

جیمین:زمین موتور سواری میبینمتون....
بعد ازینکه اینو گفت همزمان با کیوکو سرعتشونو زیادتر کردن و به سمت زمین موتور سواری حرکت کردن
مسیر ۳۰ دقیقه ای رو در عرض ۱۰ دقیقه طی کردن و به محض رسیدنشون کلودی و میاکو هم رسیدن
کلودی:اوه....خیلی خوشگذشت
میاکو:بی‌نظیر بود
کیوکو:باید هرشب همچین بازی داشته باشیم
جیمین:حله....هرشب برناممون همینه پس
کیوکو:همینهه بابا...خفن کی بودی تو
جیمین:کیوکو
میاکو:اووو
کلودی:میاکو....جیمین داره رو برادرت کراش میزنه
میاکو:وای دهنت کلودی....چی میگی
میاکو کم مونده بود از خنده پهن زمین بشه
جیمین:داداشمه دوسش دارم...مشکلیه؟
کلودی:نه
جیمین:خوبه...
کیوکو:جیمین....پایه ای تا خونه مسابقه بدیم..
جیمین:بزن بریم
میاکو:منم با کلودی میرم تا خونشون برسونمش برمیگردم
کیوکو و جیمین:اوکی
کلودی:نمیخواد بابا من میرم
میاکو:بیا بریم....بعد از مدتها تازه دیدمت
کلودی:بریم پس
دیدگاه ها (۲۴)

خب اینم برا درک بیشتر و تصور بهتره رمانمخصوصا برا پارت ۱۱

"بازی"🕶part:12🕶جیمین:بیاید با موتور بریم....تو میتونی با ماش...

"بازی"🕶part:11🕶کلودی:واووو چقدر صداش قشنگهجیمین:چقدر با احسا...

"بازی"🕶part:10🕶کیوکو:خب بس کنید دیگه....میریم زمین موتور سوا...

(ادامه فلش بک)(تا الان از اون لحظه که جونگکوک تو واقعیت شلاق...

وقتی عضو هشتم بی تی اسی

تنها با دشمن برادرم < 10اوه تموم شد خوشبختانه همه چیز تموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط