{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم

نمی دانم
میانِ کدامین
شب از پایـ🍁ـیز
گُمَت کردم ..!
که از هر کُجایش
می شمارم ،
یک #تُ کَم است ...


#فرشید_عسکری
دیدگاه ها (۱)

دوباره شب و خیال "آغوشت" و قدم زدن در جاده های باراني ...مرا...

"باران"آبرویم را خرید ...شبیه مردی که گریه نمیکندبه خانه برگ...

#دوست داشتن را از تو آموختمآمدی بی صدا تر از "سکوت "با "تبسم...

باران واقعاپدیده ی عجیبی‌ست ...انگار نافش را بادلتنگی بریده ...

- غادةالسمان به - غسان کنفانی میگه:می‌دانم که مرا کم داری ام...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 43ویوی ا. تبه جونگکوک نگاه کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط